کد خبر: 30254

همزمانی فیلم‌های اجتماعی ایران؛ فرصت یا تهدید بزرگ

همزمانی فیلم‌های اجتماعی در ایران؛ فرصت یا تهدید برای سینمای جدی و باکیفیت

تحول در سینمای اجتماعی ایران؛ فرصت یا تهدید همزمانی فیلم‌های جدی، نقش حمایت مخاطبان و آینده این ژانر در مسیر توسعه

همزمانی فیلم‌های اجتماعی در ایران؛ فرصت یا تهدید برای سینمای جدی و باکیفیت

امروز فیلم‌هایی مانند «پیرپسر» به کارگردانی اکتای براهنی و «زن و بچه» ساخته سعید روستایی، توانسته‌اند نویدبخش تحولی در سینمای اجتماعی ایران باشند. این آثار، که توسط فیلمسازان دغدغه‌مند و جدی ساخته شده‌اند، بار دیگر فرصت پیدا کرده‌اند تا به عنوان صدای واقعی جامعه، از دردها، آرزوها و چالش‌های انسان ایرانی روایت کنند. ژانری که مدت‌ها در سایه کمدی‌های پرمخاطب قرار داشت، اکنون مجدداً جایگاه خود را یافته و به عنوان نماینده‌ای صادق از واقعیت‌های جامعه مطرح شده است.

 

سلطه‌ی ژانر کمدی و کاهش نقش سینمای اجتماعی

در دهه گذشته، بازار فیلم‌های پرفروش به شدت تحت تأثیر آثار کمدی قرار گرفت. این نوع فیلم‌ها به دلیل بازگشت سریع سرمایه و استقبال قطعی تماشاگران، بیشترین سهم را در تولیدات سینمایی به خود اختصاص دادند. در مقابل، سینمای اجتماعی که همواره زبان نقد و بازتاب‌دهنده وضعیت جامعه بوده است، کاهش یافته و حتی نگرانی‌هایی درباره محو شدن این ژانر به وجود آمده است. برای تهیه‌کنندگان، وارد شدن به این حوزه پرریسک بود؛ زیرا تولید چنین آثار هزینه‌بر و زمان‌بر است و در بسیاری موارد، تضمینی برای سودآوری ندارد.

پنجره‌های امید بر فراز بوم نقره‌ای

در حال حاضر، نمایش فیلم‌هایی مانند «پیرپسر»، «زن و بچه» و «زیبا صدایم کن» نشان می‌دهد که امکان بازگشت قدرتمند سینمای اجتماعی وجود دارد. این آثار نه تنها مورد توجه منتقدان قرار گرفتند، بلکه توانستند با مخاطبان عمومی نیز ارتباط برقرار کنند. موضوعات انسانی، روایت‌های ملموس و بازی‌های تاثیرگذار باعث شد تماشاگران مجدداً احساس کنند سینما می‌تواند صدای زندگی روزمره‌اش باشد.

ضرورت دریافت حمایت از سوی مخاطب

با وجود همه اینها، کمدی‌ها همچنان در صدر جدول فروش قرار دارند. این موضوع نشان می‌دهد که راه توسعه سینمای اجتماعی هنوز پرچالش است و تنها تحسین منتقدان نمی‌تواند کافی باشد. برای اینکه این ژانر بتواند جایگاه واقعی خود را پیدا کند، حضور فعال و گسترده مخاطبان در سالن‌های سینما ضروری است. تهیه‌کننده‌ای که تمایل دارد چنین آثار متفاوتی را تولید کند، بیش از هر چیز به حمایت مستقیم تماشاگران نیازمند است؛ حمایتی که در ساده‌ترین شکل خود با خرید بلیت و حضور در سینما تحقق می‌یابد.

هر ایرانی، یک فرصت.

سینما نه تنها یک سرگرمی است، بلکه یکی از مهم‌ترین ابزارهای ترویج فرهنگ و هویت ملی به شمار می‌آید. تجربیات نشان داده است که حمایت‌های دولتی در بهترین حالت موقت و ناپایدار بوده است، و تنها نیرویی که می‌تواند پایدار بماند، حضور فعال و مستمر تماشاگران است. بنابراین، در این زمان حساس، باید این شعار را جدی بگیریم: هر ایرانی، یک بلیت.

این بلیت نماد سهمی است در لذت بردن از هنر سینما و در عین حال، نقش در ساخت آینده فرهنگی کشورمان. سینمای اجتماعی ایران اکنون در مرحله‌ای حساس قرار دارد؛ یا با بی‌توجهی مخاطبان کنار زده می‌شود و از مسیر اصلی خود خارج می‌گردد، یا با حمایت و همراهی آنان، دوباره جایگاه شایسته خود را بازیابد. انتخاب روشن است، اما تأثیر آن ماندگار: یک بلیت، کلید نجات سینمای اجتماعی ایران است.

پرده سینما را بالا بزنید: ریسک‌ها و امیدها در سینمای ایران

فیلم «زن و بچه» نماینده ایران در بخش اصلی هفتاد و هشتمین جشنواره فیلم کن ۲۰۲۵ بود. این اثر در ژانر درام اجتماعی، به کارگردانی سعید روستایی و با تهیه‌کنندگی سیدجمال ساداتیان ساخته شده است. داستان فیلم درباره مادری است که تمام زندگی‌اش را وقف فرزندش کرده است؛ پسری که در طول زندگی‌اش، همچون کودکی بی‌پناه و تنها بوده است، زیرا مادرش برای تامین نیازهای خانواده و هزینه‌های روزمره، دو شغل سخت و طاقت‌فرسا داشته است.

در نیمه ابتدایی فیلم، تلاش‌های مادر برای حفاظت، تربیت و ساختن آینده‌ای بهتر برای علیار، در کنار چالش‌های بی‌پایان جامعه و فشارهای بیرونی به تصویر کشیده می‌شود. اما پس از مرگ فرزند، فیلم وارد فضای سوگواری و اعتراض مادر می‌شود؛ زنی که با قلبی شکسته و روحی غمگین، در مقابل جهان قرار گرفته و فریادهای بی‌پاسخ خود را به نمایش می‌گذارد. این روایت، مبارزه مادر با جامعه‌ای نابرابر و بی‌رحم را به شیوه‌ای شاعرانه و احساسی نشان می‌دهد و تماشاگر را با تجربه‌ای عمیق از فقدان، اعتراض و عشق بی‌پایان همراه می‌سازد.

منتقدان بین‌المللی، از جمله پیتر برادشاو از گاردین و دیمون وایز از ددلاین، بازی پریناز ایزدیار را ستوده و فیلم را درامی خانوادگی با لایه‌های پیچیده انتقام و بخشش توصیف کرده‌اند. با این حال، برخی منتقدان مانند پیتر دبروژ از ورایتی معتقدند ویژگی‌های فرهنگی خاص فیلم ممکن است برای مخاطبان خارجی کمی دشوار و چالش‌برانگیز باشد.

جمال ساداتیان، به عنوان تهیه‌کننده، نقش مهمی در شکل‌گیری و تولید این اثر داشته است. او سابقه همکاری با کارگردانان مطرح و اجتماعی‌ساز در سینمای ایران را در کارنامه دارد. اهمیت این همکاری زمانی مشخص می‌شود که یادآوری کنیم فیلم قبلی روستایی، «برادران لیلا»، علی‌رغم حضور در جشنواره‌های بین‌المللی، هرگز در داخل کشور اکران نشد؛ موضوعی که ضربه بزرگی به سرمایه‌گذاری آن فیلم وارد کرد.

در چنین شرایطی، پذیرش ریسک تولید فیلمی دیگر از سعید روستایی توسط ساداتیان نشان‌دهنده اعتماد ویژه و نگاهی متفاوت به آینده سینمای اجتماعی در ایران است. به همین دلیل، با هدف آشنایی بیشتر با دیدگاه‌های او، گفت‌وگویی انجام دادیم تا درباره انگیزه‌های ورود به این پروژه، دشواری‌های تولید، بازخوردهای منتقدان پس از نمایش در کن و چشم‌انداز سینمای اجتماعی در ایران بیشتر بدانیم.

۷۰۰ هزار نفر، تعداد موفقیت‌آمیز مخاطبین برای یک اثر درام اجتماعی

حضور شما در جشنواره کن با فیلم «زن و بچه» و واکنش مخاطبان خارجی نسبت به آن، بسیار قابل توجه است. این فیلم توانست از میان حدود ۱۷۰۰ فیلم درخواست‌کننده وارد بخش مسابقه شود و در جمع ۲۲ فیلم نهایی قرار گیرد، که این دستاوردی ارزشمند برای سینمای ایران محسوب می‌شود. به‌خصوص در دوره‌ای که سینمای ما چند سالی است با رکود مواجه بوده، این موفقیت نشان می‌دهد که ظرفیت‌های این هنر در کشور ما همچنان زنده است و می‌تواند به موفقیت‌های بین‌المللی دست یابد.

در فرانسه، واکنش‌ها عمدتاً مثبت بود. بسیاری از منتقدان و تماشاگران از فیلم استقبال کردند، هرچند نقدهایی هم مطرح شد، اما نکته برجسته توجه ویژه به بازی بازیگران، به‌ویژه خانم پریناز ایزدیار، بود. بازی او مورد تحسین قرار گرفت و این تحسین در سطح بین‌المللی بازتاب گسترده‌ای داشت. بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که بازخوردهای خارجی در مجموع امیدوارکننده و رضایت‌بخش بوده است.

در ایران، پس از گذشت تقریبا یک ماه از آغاز اکران، بیش از ۷۰۰ هزار نفر فیلم را دیده‌اند. این رقم، با توجه به شرایط عمومی کشور و نوع درام اجتماعی فیلم، بسیار قابل توجه است. باید توجه داشت که فیلم‌های درام اجتماعی برخلاف آثار کمدی، جذب مخاطب عمومی را سخت‌تر دارند چون روایت‌هایشان غالباً تلخ‌تر و جدی‌تر است. با این حال، «زن و بچه» توانسته است ارتباط خوبی با بخش زیادی از تماشاگران برقرار کند. بر این باورم که در ادامه روند اکران، فرصت‌های بیشتری برای جذب تماشاگران جدید وجود دارد و این ارتباط مثبت همچنان ادامه خواهد داشت.

آغاز اکران در ۱۳ کشور؛ شروع مسیر بین‌المللی فیلم

پس از نمایش در جشنواره کن، آیا برنامه‌ای برای اکران بین‌المللی دارید؟

در حال حاضر دو شرکت پخش‌کننده اروپایی و یکی در آمریکای شمالی در حال همکاری هستند. قصد داریم اکران جهانی گسترده‌ای داشته باشیم و به زودی فیلم در حدود ۱۰ تا ۱۵ کشور نمایش داده خواهد شد. همان‌طور که می‌دانید، در ماه‌های تیر و مرداد بسیاری از کشورهای اروپایی در تعطیلات تابستانی هستند، اما پس از پایان این تعطیلات، فیلم در بیش از ۱۳ کشور روی پرده خواهد رفت.

علاوه بر اکران عمومی، آیا جشنواره‌های دیگری نیز فیلم را دعوت کرده‌اند؟

چندین جشنواره از فیلم ما دعوت کرده‌اند، اما بر اساس قوانین بین‌المللی، نمی‌توانیم قبل از اعلام رسمی هر جشنواره، خبری درباره آن منتشر کنیم. منتظر هستیم تا جدول برنامه‌های رسمی جشنواره‌ها اعلام شود و پس از آن، خبر حضور فیلم را به صورت عمومی منتشر خواهیم کرد.

رقابت میان «زن و بچه» و «پیرپسر»: آیا این وضعیت تهدید است یا فرصت؟

همزمانی اکران فیلم‌های «زن و بچه» و «پیرپسر»، که هر دو در حوزه اجتماعی قرار دارند و بحث‌ها و حساسیت‌های زیادی برانگیخته است، آیا به کاهش فروش فیلم‌ها منجر شد یا برعکس، به جذب مخاطب کمک کرد؟

با اعتقاد من، این همزمانی تأثیر منفی نداشت، چرا که هر دو فیلم در حوزه اجتماعی هستند اما ژانر و موضوعات متفاوتی را روایت می‌کنند. در واقع، این همزمانی می‌تواند فرصت محسوب شود. در گذشته، مردم بارها ابراز نارضایتی می‌کردند که چرا فیلم‌های اجتماعی جدی و باکیفیت ساخته یا اکران نمی‌شوند. واقعیت این است که در چند سال اخیر، صدور مجوز برای چنین آثاری بسیار سخت شده بود و سینمای اجتماعی عملاً حاشیه‌نشین شده بود.

اما با تغییر دولت و روی کار آمدن دولت جدید، فضا کمی تغییر کرد و شرایطی فراهم شد که دو فیلم مهم و شاخص همزمان روی پرده بروند. این وضعیت، انگیزه و دلگرمی را به سینماگران و تماشاگران بخشید و فضای مناسبی در ژانر سینمای اجتماعی ایجاد شد. اکنون مخاطبان می‌بینند که می‌توانند در سینما آثار جدی و دغدغه‌مند ببینند و استقبال گسترده نیز نشان می‌دهد که این تغییر، گامی مثبت برای سینمای اجتماعی بوده است.

پیمودن مسیر موانع؛ تأثیر سیاست‌های فرهنگی بر آینده فیلم‌ها

با توجه به سابقه‌تان در تولید آثار مهم در سینمای ایران، چگونه توانستید تعادلی میان دیدگاه هنری کارگردانی مانند سعید روستایی که معمولاً حاضر به تغییر در اثر یا دیدگاه خود نیست، و محدودیت‌ها و ملاحظات تولید در کشور برقرار کنید؟ به ویژه در شرایطی که چنین پروژه‌هایی معمولاً با چالش‌های دریافت مجوز ساخت و نمایش مواجه هستند.

در واقعیت، فضای مدیریتی و سیاست‌های وزارت ارشاد همواره در حال تغییر است. گاهی قوانین سخت‌گیرانه‌تر می‌شود و در مواقع دیگر، با تغییر مدیران، روند کار کمی ساده‌تر می‌گردد. این فیلم نمونه‌ای از همین وضعیت است؛ در دولت قبلی، پس از گذشت پنج ماه انتظار، مجوز ساخت صادر نشد و پروژه تقریباً متوقف شد. اما با تغییر دولت، مجوز صادر شد و فیلم وارد مرحله تولید شد. در نهایت، بهترین داور در این موارد، مردم هستند. همان‌طور که دیدیم، فیلم در اکران عمومی با استقبال گسترده‌ای روبه‌رو شد. این استقبال نشان داد که تصمیم دولت قبلی مبنی بر عدم صدور مجوز، تصمیم درستی نبود و این اثر پتانسیل ساخت و دیده شدن را داشت.

وظیفه تهیه‌کننده: احترام به نویسنده

سعید روستایی کارگردانی است که معمولاً بر نگاه هنری خود پافشاری می‌کند و کمتر تمایل به مصالحه یا کوتاه آمدن دارد. آیا این موضوع برای شما به عنوان تهیه‌کننده چالشی نبود؟

در واقع، زمانی که به سراغ یک کارگردان می‌روم، از قبل نگرش‌ها و ایده‌های ذهنی او را پذیرفته‌ام. وظیفه من این است که در خدمت او باشم تا بتواند افکار و دیدگاه‌هایش را به تصویر بکشد. هرچند قوانین و محدودیت‌های کشور وجود دارند، اما این محدودیت‌ها اولویت اصلی نیستند. آنچه مهم است، تعیین مسیر درست است. اگر کارگردان ایده‌ای ارزشمند و صحیح دارد، باید تلاش کنیم و رایزنی کنیم تا موانع اداری و اجرایی برطرف شوند.

در حقیقت، احترام به دیدگاه کارگردان اصل اساسی است. همان‌طور که هنگام انتخاب فیلمبردار یا طراح صحنه ویژگی‌های حرفه‌ای او را در نظر می‌گیرید، در مورد کارگردان نیز همین است. او کسی است که اثر فرهنگی را خلق می‌کند و باید فضای لازم برای بروز خلاقیتش فراهم باشد. اگر قرار باشد من به عنوان تهیه‌کننده همه چیز را مطابق خواسته‌های خودم انجام دهم، دیگر چه نیازی به کارگردان است؟ بهتر است خودم بروم و فیلم بسازم! بنابراین، وظیفه تهیه‌کننده این است که در کنار کارگردان باشد تا ایده‌های او به شکل نهایی درآید و به تصویر کشیده شود.

گزینه‌ها بر اساس سلیقه روستایی انتخاب شده بودند؛ و این کاملاً صحیح بود.

در فرآیند انتخاب بازیگران، نقش من چقدر بود؟ آیا تصمیم‌گیری‌ها عمدتاً با من بود یا اینکه کارگردان تمامی گزینه‌ها را تعیین می‌کرد؟

تقریباً تمام تصمیمات در مورد بازیگران بر اساس دیدگاه و نظر شخصی سعید روستایی شکل گرفت. در هر صورت، کارگردان به خوبی می‌دانست چه نوع شخصیتی و چه سطحی از بازیگری برای هر نقش مناسب است. البته در ایران بازیگران مطرح و توانمندی فراوانی داریم، اما نکته مهم این است که بازیگر انتخاب شده چقدر با شخصیت و نقش مورد نظر تطابق داشته باشد.

این موضوع بیشتر به سلیقه و دیدگاه کارگردان بستگی دارد. وقتی فیلم را تماشا می‌کنید، ممکن است بپرسید که آیا جای این بازیگر، فرد دیگری هم می‌توانست حضور داشته باشد؟ واقعیت این است که انتخاب‌ها بسیار هوشمندانه بودند. به نظر من، تمام بازیگران نقش‌های خود را به خوبی ایفا کردند و با فضای کلی اثر هماهنگ بودند. در نهایت، باید مصالح کلی فیلم را در نظر گرفت؛ در این پروژه، انتخاب بازیگران کاملاً در خدمت روایت و دیدگاه کارگردان بود.

آزارهای کوتاه‌مدت به معنای نادیده گرفتن فیلم نیستند.

وقتی از سالن نمایش خارج شدم، شنیدم یکی از تماشاگران به دوستش گفت: «خیلی غم‌انگیز بود، بریم یه صددام ببینیم، بشوره ببره.» به نظر شما، این شدت تلخی ممکن است باعث شود مخاطب از تماشای فیلم‌های اجتماعی کنار بکشد؟ یا این غم و تاثیرگذاری جزوی از ماهیت و هویت این نوع آثار محسوب می‌شود؟

این فیلم‌ها قرار نیست برای سرگرمی و طنز ساخته شده باشند. وقتی اثری قصد دارد درباره جرم، مصیبت یا مشکلات اجتماعی صحبت کند، ناگزیر لحن تلخ‌تری پیدا می‌کند. این موضوع گاهی اوقات تماشاگران را آزرده می‌کند، چرا که جامعه امروز ما هم پر از التهاب و حوادث است. اما به عقیده من، این احساس ناخوشایند موقت است و نشان‌دهنده نادید گرفتن ارزش و ضرورت این نوع آثار نیست؛ برعکس، تماشاگر باید با چنین فیلم‌هایی روبه‌رو شود. موضوعی که در این فیلم به آن پرداخته شده، دغدغه بسیاری از خانواده‌ها و فرزندانشان است. فیلم‌های اجتماعی از زوایای مختلف قابل تحلیل هستند و یکی از وظایف اصلی‌شان همین است که مخاطب را با واقعیت‌های تلخ اما حیاتی روبه‌رو کنند.

هزینه‌ها و اعتماد؛ معادله‌ای کلیدی در سرمایه‌گذاری‌های سینمای اجتماعی

نگاه شما به بازگشت سرمایه در صنعت سینما با توجه به وضعیت فعلی فروش و روند اکران چگونه است؟ به جز فیلم‌هایی که احتمال موفقیت مالی بالایی دارند، بر اساس تجربیات شما در فیلم‌های دیگر، آیا تهیه‌کنندگان می‌توانند با اطمینان خاطر سرمایه خود را در پروژه‌های اجتماعی سرمایه‌گذاری کنند؟

فیلم‌های اجتماعی به طور طبیعی با ریسک‌های بیشتری همراه هستند. در مقابل، فیلم‌های کمدی معمولاً با هزینه‌های کمتر و بازگشت سرمایه مطمئن‌تری روبرو می‌شوند. اما فیلم‌های اجتماعی به دلیل حساسیت موضوعاتشان، در هر دو مرحله تولید و اکران چالش‌های بیشتری دارند. این نوع فیلم‌ها غالباً نیازمند زمان بیشتری برای فیلم‌برداری، استفاده از تجهیزات گران‌تر و حضور بازیگران حرفه‌ای هستند که همگی هزینه‌های تولید را افزایش می‌دهند.

با وجود این مسائل، مهم‌ترین موضوع در این حوزه اکران و فروش است. در شرایط کنونی کشور، هیچ تضمینی برای استقبال مردم وجود ندارد و این موضوع نگرانی‌هایی را برای سرمایه‌گذاران ایجاد می‌کند. با این حال، تجربیات اخیر نشان می‌دهد که در چند ماه گذشته، فیلم‌های اجتماعی نیز توانسته‌اند با استقبال تماشاگران مواجه شوند. این روند نویدبخش است، زیرا از یک سو اعتماد مخاطب را جلب می‌کند و از سوی دیگر، تهیه‌کنندگان را ترغیب می‌کند تا بیشتر به ساخت آثار جدی و ارزشمند بپردازند. در نهایت، این یک فرآیند دوطرفه است؛ هم تولیدکنندگان باید آثار باکیفیت و قابل اعتماد بسازند و هم مردم با حضورشان چرخه سرمایه‌گذاری در این حوزه را تضمین می‌کنند.

آینده نگری: فیلم یا سریال؟

در حال حاضر تمرکز من بر روی پروژه‌های سینمایی است، به ویژه آثار اجتماعی. به موضوع طنز نیز علاقه‌مندم، اما باید اشاره کرد که بخش عمده اقتصاد سینمای ایران بر پایه فیلم‌های کمدی استوار است. با این حال، در آینده ممکن است به تولید داستان‌های اجتماعی با فرم‌های متنوع فکر کنیم، شاید حتی با ایده‌های نوآورانه که ترکیبی از سرگرمی و پیام‌های اجتماعی باشند.

دیدگاه شما
پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار