هوشنگ ابتهاج؛ صدای ماندگار شعرهای عاشقانه و غمانگیز
شعرهای عاشقانه و غمانگیز هوشنگ ابتهاج؛ صدای ماندگار و تأملبرانگیز در جهان واژهها
شعرهای عاشقانه و غمانگیز هوشنگ ابتهاج، صدای ماندگار و تأملبرانگیز در جهان واژهها و احساسات عمیق.
این روزها نه آغاز و نه پایان جهان است
چه غم و شادی که در پس پرده نهان است
اگر راهی برمیداری، از دوری و دیری نترس
زیرا رسیدن، هنر گام زمان است
آبی که بر زمین آرام مینشیند، زود خشک میشود
در حالی که رود پیوسته روان است و دریا میشود
باشد که یکی هم به نشانی بنشیند
تا تیرهایی که در چله این کمان کهنه است، رها شود
از تو دل کندن، آموخته است زمانه
این دیده، خونابه فشان است، چون که خون میریزد
ای کوه، امروز فریاد من را شنیدی؟
در سینهام درد است، همزاد جهان
از داد و وداد، آن همه سخن گفتند و نکردند
ای خدا، چه قدر فاصله است میان دست و زبان
خون از دیده در این گوشه صبر میچکد
این صبر، یعنی افشردن جان در راه است
از راه دور شو، سایه را مپای،
که آن گوهر مقصود، گنجی است در قدم راهروان
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، امیر هوشنگ ابتهاج (6 اسفند 1306 – 19 مرداد 1401)، مشهور به ه. ا. سایه، شاعر و پژوهشگر برجسته بود. او نخستین اثر خود را با عنوان «نخستین نغمهها» در سال 1325 منتشر کرد. از دیگر آثار او میتوان به تصنیف «سپیده» و غزلهایی مانند «در کوچهسار شب» اشاره کرد.