کد خبر: 65259

مایلی‌کهن فاش کرد شرط بازگشت علی دایی تماس و عذرخواهی رسمی

مایلی‌کهن فاش کرد: شرط بازگشت علی دایی به تیم ملی، تماس و عذرخواهی رسمی بود

مایلی‌کهن فاش کرد شرط بازگشت علی دایی تماس و عذرخواهی رسمی بود، جزئیات فشارها و مداخلات در تیم ملی را روایت کرد.

مایلی‌کهن فاش کرد: شرط بازگشت علی دایی به تیم ملی، تماس و عذرخواهی رسمی بود

محمد مایلی‌کهن در یک گفت‌وگوی مفصل درباره تصمیمش برای کنار گذاشتن علی دایی از تیم ملی و حاشیه‌های پیرامون آن سخن گفت و جزئیات مشاجرات، فشارها و رویدادهای پشت‌پرده را شرح داد.

در ابتدای صحبت‌هایش، مایلی‌کهن با صداقت اعلام کرد: « در زمانی آقای دایی را از تیم ملی کنار گذاشتم. در آن مقطع او خارج از کشور بازی می‌کرد و دلایل خاص خودم برای این تصمیم داشتم. مثلاً ما مقرر کرده بودیم که ساعت ۱۰ شب بازیکنان باید استراحت کنند. من به این مسائل حساس بودم و می‌خواستم نظم تیم حفظ شود، اما متأسفانه برخی موارد رعایت نمی‌شد.»

او در مورد بازی تدارکاتی برنامه‌ریزی‌شده و تصمیمش برای تغییر ترکیب تیم نیز توضیح داد: «قرار بود برای بازی تدارکاتی به کانادا برویم. قبل از آن، در آخرین مسابقه مرحله دوم مقدماتی جام جهانی مقابل سوریه قرار گرفتیم. چه ببریم، چه مساوی یا حتی ببازیم، به مرحله بعد صعود کرده بودیم. حدود ۱۲۰ هزار تماشاگر در ورزشگاه حضور داشتند. من تصمیم گرفتم در آن بازی به بازیکنانی مانند آقای دایی و پیروانی فرصت بازی ندهم و به کسانی که کمتر بازی کرده بودند میدان بدهم. اما در جریان بازی، از سوریه گل خوردیم و تماشاگران شروع کردند به نام بردن از علی دایی. در آن لحظه، احساس کردم فضای مناسب نیست.»

مایلی‌کهن روایت کرد: «در همان لحظه، به آقای فرشیان گفتم که برو و بگو علی دایی گرم کند. او رفت و برگشت و گفت علی دایی حاضر نشده است گرم کند. سپس مربی بدنساز تیم رفت و از او خواست که گرم کند. در نهایت، علی دایی بلند شد، خودش را گرم کرد و وارد زمین شد. بازی به تساوی ۲-۲ رسید و پس از آن، به رختکن رفتیم.»

او ادامه داد: «در رختکن، آقای هاشمی‌تبار، رئیس وقت سازمان تربیت‌بدنی، حضور داشت. از علی دایی پرسیدم چرا در بازی شرکت نکرده است و آیا مشکلی دارد، او گفت نه. در همین حین، دیدم آقای استیلی با علی دایی به زبان ترکی صحبت می‌کند و مشخص بود که ناراحت است. بعد، آقای فائقی، معاون امور فنی فدراسیون، هم آمد و سعی کرد فضای آرام شود. پس از تشکر از بازیکنان، گفتم که این مرحله تمام شده و برای مرحله بعد، بازیکنان جدیدی دعوت می‌شوند.»

مایلی‌کهن درباره تصمیمات مربوط به مرحله بعد توضیح داد: «من دعوت‌نامه برای بازی با کانادا را صادر نکردم. وقتی به فرودگاه رفتیم، عده‌ای از طرفداران علی دایی شعار دادند "مرگ بر مایلی‌کهن، مزدور رژیم"، چون او را دعوت نکرده بودم. در آن اردو، بازیکنان جوانی مانند حامد کاویان‌پور را آورده بودم که آن زمان حدود ۱۸-۱۹ ساله بودند. ما به کانادا رفتیم، بازی را یک بر صفر بردیم و بازگشتیم.»

او درباره فشارها و تلاش‌ها برای بازگرداندن دایی گفت: «بعد، تصمیم گرفتیم برای بازی بعدی به امارات برویم. مجدداً اعلام کردم که علی دایی دعوت نخواهد شد. آن بازی را هم باختیم. خدا رحمت کند آقای مصطفوی را؛ هرچند در آن زمان با من خوب نبود، اما بعدها فهمیدم نیتش خیر بوده است. در آن زمان، فشارهایی از سمت ایشان و برخی خبرنگاران برای بازگرداندن علی دایی وجود داشت.»

مایلی‌کهن شرح داد که چگونه تلاش‌هایی برای مصالحه صورت گرفت: «در امارات، آقای فائقی و آقای مصطفوی حضور داشتند. وقتی منتظر چمدان بودیم، آقای مصطفوی گفت: "به همت این مرد، مشکل علی دایی حل شد!" من پرسیدم: "کدام فرد عاقل چنین چیزی گفته است؟" ایشان پاسخ داد که فردا با آقای موسوی می‌آیند خانه‌ام. فردا آمدند، با گل و شیرینی. نشستند و گفتند: "ممد! علی دایی را دعوت کن دیگر."»

او سپس به اهمیت تابعیت بازیکن و رعایت نظم اشاره کرد و گفت: «به آنها گفتم من مشکلی ندارم، اما بازیکن باید تابع مربی باشد. کشور ما، با مساحت یک میلیون و ششصد و چهل و هشت هزار کیلومتر مربع، نمی‌تواند برای هر بازیکن بازی را تعطیل کند. اگر این امر اتفاق بیفتد، کشور نابود می‌شود.»

مایلی‌کهن درباره شرط خود برای بازگشت دایی تصریح کرد: «در یکی از جلسات فنی، نماینده حراست گفت: "اگر ما تشخیص دهیم علی دایی باید دعوت شود، او را دعوت می‌کنیم." من همان‌جا گفتم: "باشه، اما من پای حرفم هستم. تا زمانی که خود آقای دایی زنگ نزند و بگوید اشتباه کرده یا می‌خواهد تابع تصمیم مربی باشد، او دعوت نخواهد شد." قسم خوردم که تا چنین نشود، او به تیم برگردانده نمی‌شود.»

او در پایان، روایت نهایی بازگشت علی دایی را این‌گونه بیان کرد: «بعد، داریوش خان (خدا رحمتش کند) برگشت و گفت: "دایی با من تماس گرفته و معذرت‌خواهی کرده." من گفتم: "خب، بنویس و بده به من." او گفت: "تو چقدر نامردی، من شاهد بودم!" من هم گفتم: "من فقط مدرک می‌خواهم." در نهایت، ایشان نامه‌ای رسمی نوشت که: "با توجه به تماس تلفنی آقای دایی و تأمین نظر سرمربی تیم ملی،

دیدگاه شما
پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار