حسین رضازاده از اردبیل تا افتخار المپیک و تاثیر در ورزش
حسین رضازاده: از خانواده متوسط در اردبیل تا قهرمان المپیک و تأثیرگذاری در ورزش وزنهبرداری ایران
مصاحبه جذاب با حسین رضازاده، قهرمان المپیک وزنهبرداری ایران، درباره زندگی، مسابقات و تاثیر او بر ورزش کشورمان.
حسین رضازاده در تاریخ 22 اردیبهشت 1357 در شهر اردبیل به دنیا آمد. او از سن 14 سالگی ورزش وزنه برداری را آغاز کرد. خانواده او شامل یک برادر و پنج خواهر است و پدرش که سابقاً راننده کامیون بود، اکنون بازنشسته شده است. حسین رضازاده و همسرش در مکه ازدواج کردند و این مراسم از تلویزیون پخش شد. او سه فرزند به نامهای ابوالفضل، فاطمه و محمدمهدی دارد.
در مورد خانوادهام باید بگویم که در یک خانواده مذهبی در اردبیل بزرگ شدهام. خانوادهمان شامل دو برادر و پنج خواهر است. از کودکی در کوچه فوتبال و والیبال بازی میکردم، اما هرگز تصور نمیکردم روزی ورزشکار حرفهای شوم. تصادفاً وارد عرصه ورزش حرفهای شدم؛ زمانی که برای ثبتنام در آموزشگاههای ورزشی به مناسبت 22 بهمن میرفتیم، مربیام که خودش وزنهبردار بود، به من گفت که در وزنهبرداری استعداد دارم. جالب است بدانید که از همان زمان مسابقات آموزشگاهی، کوروش باقری را میشناسم.
وضع مالی خانوادهمان متوسط بود. پدرم پس از المپیک سیدنی بازنشسته شد. در آن دوران برای تمرین، با اتوبوسهای عمومی به سالن میرفتیم و شبها برای بازگشت، چون اتوبوس نبود، پیاده حدود 40 دقیقه راه میرفتیم و هزینه تاکسی هم برایمان سنگین بود، بنابراین باید راه طولانی را پیاده طی میکردیم.
پسرم ابوالفضل حدود 13 تا 14 سال دارد و شروع به وزنهبرداری کرده است. متأسفانه چون در تهران زندگی میکنیم و سالنهای وزنهبرداری زیادی در تهران نیست، تمرین او محدود است. من در خانه او را تمرین میدهم، اما برای نوجوانان کار کردن تنها مشکل است. در حال حاضر در تلاش هستیم با همکاری کوروش باقری، در مجموعههای ورزشی مانند مجموعه ورزشی شرکت نفت در تهرانسر یا مکانهای دیگر، تمرین او را ادامه دهیم.
ابوالفضل به وزنهبرداری علاقهمند است. فیزیک خوبی دارد و مانند من، در حدود 65 کیلوگرم وزن دارد. او قد بلند و استخوانبندی درشت است و چاق نیست.
در مجموع، سه فرزند دارم: دو پسر و یک دختر. فاطمه، ابوالفضل و محمدمهدی نام دارند. دخترم هم در آینده میتواند وارد ورزش وزنهبرداری بانوان شود. او کمی تپلی است، اما با توجه به اینکه در زمان فعالیت من در فدراسیون، روی وزنهبرداری بانوان کار میکردیم، معتقدم با زیرساختهای مناسب و مربیان مجرب، میتوان در این حوزه در مسابقات آسیایی و المپیک مدال گرفت.
در زمینه تجربیات کاری، من هم در فدراسیون وزنهبرداری و هم در شورای شهر فعالیت کردهام. اگر حق انتخاب داشتم، ترجیح میدادم در فدراسیون وزنهبرداری بمانم، چون کارم در آنجا بود. اما تجربه شورای شهر نیز برایم ارزشمند بود؛ در آنجا به عنوان رئیس کمیته ورزش، اقدامات زیادی در بخش همگانی انجام دادم، از جمله افزایش سالنهای ورزش بانوان، جانبازان و معلولان، و تعویض تجهیزات فرسوده در پارکها که با همکاری شهرداری و آقای قالیباف محقق شد.
شرکت در خرید رپورتاژ آگهی در معتبرترین رسانهها با گارانتی قیمت و سریعترین زمان ممکن را تجربه کنید. مشاهده نمونهها و اطلاعات بیشتر را از دست ندهید.
آیا خاطره خوبی از حضور خود در مسابقات مختلف دارید؟ هر لحظه از این رویدادها پر از خاطره است. مثلاً در المپیک سیدنی، شب قبل از مسابقه احساس استرس زیادی داشتم و خوابم نبرد. ایوانف قبل از صبحانه ما را وزن میکرد و وقتی دید من دو کیلوگرم وزن کم کردهام، ناراحت شد و گفت که این موضوع طبیعی است و من جواب دادم که استرسم است. او پودر آب معدنی ریخت و گفت بخورم تا وزنم بالا برود، اما من گفتم که وزن کم کردن با دو کیلوگرم مشکل خاصی ایجاد نمیکند و وزنههای خودم را میزنم. خدا کمک زیادی به من کرد و وزنه ۲۱۲.۵ کیلوگرم را برای اولین بار در المپیک سیدنی در یک ضرب زدم، در حالی که قبلاً چنین وزنهای نزده بودم. وقتی روی تخته میرفتم، موسیقی پخش میکردند، اما بعداً وقتی فیلم وزنهزدنم را دیدم، متوجه آن آهنگ شدم و با تعجب گفتم که مگر آهنگ هم پخش میکردند. در واقع، آن جو به گونهای بود که من اصلاً صدای موسیقی را نمیشنیدم. ایوانف نقش زیادی در توسعه وزنهبرداری کشورمان داشت، و ما نیز در آن فشار تمرینات طاقت آوردیم. اغلب بچهها حداقل یک بار عمل جراحی داشتند، اما من تنها فردی بودم که عمل نکردم.
در مورد شخصیت خودتان، آیا وزنهبردار آرامی بودید؟ بیشتر بچهها شیطنت میکردند، اما کوروش باقری اخلاق تندی داشت و من همیشه هماتاقی او بودم چون دیگران با او سازگار نبودند. در مورد شیطنتها، آنقدر از تمرینات خسته و کوفته میشدیم که فقط میخواستیم استراحت کنیم و بخوابیم. مثلاً در شهرکرد، اردو داشتیم و ایوانف مریض شد و دکتر رفت، ما هم تمرین نکردیم، اما دیدیم او با سرم وارد شد و در فاصله زدن سرم، سریع تمرین را شروع کردیم. ایوانف واقعاً دیدگاه ما را تغییر داد، زیرا ورزش حرفهای یعنی خوابیدن، غذا خوردن و تمرین کردن باید به صورت حرفهای انجام شود. مشکل بعد از المپیک لندن هم به دلیل سختگیری کوروش باقری بود، که ایوانف هم سختگیر بود. حالا کوروش خودش میگوید اگر به حرف ایوانف گوش میداد، شاید الان مدال المپیک داشت.