کد خبر: 64409

حسین رضازاده: از سختی تا قهرمانی المپیک، داستانی الهام‌بخش

حسین رضازاده از زندگی سخت تا قهرمانی المپیک؛ داستانی الهام‌بخش و نکات جالب درباره وزنه‌برداری و خانواده

مصاحبه جذاب با حسین رضازاده، قهرمان وزنه‌برداری ایران، درباره سختی‌های زندگی، موفقیت‌های المپیک و نکات مهم خانواده و ورزش در مسیر حرفه‌ای.

حسین رضازاده از زندگی سخت تا قهرمانی المپیک؛ داستانی الهام‌بخش و نکات جالب درباره وزنه‌برداری و خانواده

حسین رضازاده در تاریخ 22 اردیبهشت 1357 در شهر اردبیل به دنیا آمد. او از سن 14 سالگی فعالیت در رشته وزنه‌برداری را آغاز کرد. خانواده او شامل یک برادر و پنج خواهر است و پدرش که قبلاً راننده کامیون بوده است، اکنون بازنشسته است. حسین رضازاده و همسرش در شهر مکه ازدواج کردند و این مراسم از تلویزیون پخش شد. او سه فرزند به نام‌های ابوالفضل، فاطمه و محمدمهدی دارد.

می‌توانید در مورد خانواده‌تان کمی صحبت کنید؟

من در شهر اردبیل و در خانواده‌ای مذهبی متولد شدم، و خانواده‌ام شامل دو برادر و پنج خواهر است. در سن 14 سالگی ورزش وزنه‌برداری را آغاز کردم. در دوران کودکی، مانند بسیاری از هم‌سن و سالانم، در کوچه‌ها فوتبال و والیبال بازی می‌کردم، اما هرگز تصور نمی‌کردم که روزی ورزشکار حرفه‌ای شوم. به طور تصادفی وارد مسیر ورزش حرفه‌ای شدم. در روز 22 بهمن، آموزشگاه‌ها برای ثبت‌نام در مسابقات آماده می‌شدند و من همراه با دوستانم برای ثبت‌نام رفتم. مربی ورزش من، که خودش وزنه‌بردار بود، به من گفت که در این رشته استعداد دارم. نکته جالب این است که از همان مسابقات آموزشگاهی، با کوروش باقری آشنا شدم.

وضعیت مالی خانواده‌تان در چه حد بود؟

ما وضع مالی متوسطی داشتیم. پدرم راننده کامیون بود و پس از المپیک سیدنی بازنشسته شد. در آن زمان، من و دوستانم برای تمرین با اتوبوس واحد به سالن می‌رفتیم. اما شب‌ها که می‌خواستیم برگردیم، اتوبوس نبود و کرایه تاکسی هم حدود ۱۰ تا ۲۰ تومان بود. ما این مقدار پول را نداشتیم، بنابراین نزدیک به ۴۰ دقیقه پیاده‌روی می‌کردیم تا به خانه برسیم.

آیا پسرتان ابوالفضل ورزش وزنه‌برداری را آغاز کرده است؟

ابوالفضل در حال حاضر حدود ۱۳ یا ۱۴ سال دارد که بهترین سن برای شروع وزنه‌برداری است، اما متأسفانه در تهران زندگی می‌کنیم و سالن‌های وزنه‌برداری مناسب در این شهر کم است. باید مسافت زیادی را طی کنیم تا به سالن برسیم و برگردیم. البته من خودم در منزل تمرین‌های او را انجام می‌دادم، اما واقعاً کار کردن در خانه برای یک نوجوان سخت است، به خصوص وقتی تنها باشد. در حال حاضر با کوروش باقری در حال بررسی هستیم تا بتوانم در مجموعه ورزشی شرکت نفت در تهرانسر یا مکان دیگری فعالیت کنیم.

آیا ابوالفضل به وزنه‌برداری علاقه‌مند است؟

او فیزیک خوبی دارد. من هم زمانی که وارد دنیای وزنه‌برداری شدم، حدود 65 کیلوگرم وزن داشتم. ابوالفضل هم مثل من است و چاق نیست، اما قد بلند و استخوان‌بندی درشتی دارد.

در مورد خانواده‌ام، سه فرزند دارم؛ دو پسر و یک دختر. نام‌هایشان فاطمه، ابوالفضل و محمدمهدی است.

آیا تمایل دارید دخترتان را به ورزش وزنه‌برداری بانوان وارد کنید؟

چرا که نه. دخترم کمی تپلی هم هست (با خنده). زمانی که ما در فدراسیون فعالیت می‌کردیم، روی وزنه‌برداری بانوان تمرکز داشتیم، اما مشکل اصلی ما لباس بود. خدا را شکر که حالا این مشکلات برطرف شده است، اما باید از پایه کار را آغاز کنیم. نیاز است زیرساخت‌ها فراهم شود و مربی مناسب جذب کنیم. من معتقدم در بخش بانوان نیز قدرتمند هستیم و می‌توانیم در بازی‌های آسیایی و المپیک مدال بگیریم، البته به شرطی که تلاش بیشتری صورت گیرد.

شما در دو نهاد متفاوت، فدراسیون وزنه‌برداری و شورای شهر، فعالیت کرده‌اید. اگر اکنون فرصت انتخاب داشته باشید، کدام یک را برمی‌گزینید؟

فدراسیون وزنه‌برداری به دلیل وظیفه‌ام در آنجا فعالیت می‌کردم. همچنین، در شورای شهر تجربه ارزشمندی داشتم و به عنوان رئیس کمیته ورزش، نقش مهمی در توسعه برنامه‌های همگانی ایفا کردم. در این مدت، تعداد سالن‌های مخصوص بانوان، جانبازان و معلولان را افزایش دادیم. بسیاری از تجهیزات داخل پارک‌ها که حدود 70 تا 75 درصد آنها فرسوده بودند، به آقای قالیباف پیشنهاد دادیم تا تعویض شوند و خوشبختانه این درخواست عملی شد.

آیا خاطره خوشی از حضور شما در مسابقات مختلف دارید؟

تمام لحظات برای من خاطره‌انگیز است. شب قبل از مسابقه المپیک سیدنی، احساس استرس شدیدی داشتم و خوابم نمی‌برد. ایوانف قبل از صبحانه ما را وزن‌کشی می‌کرد و وقتی دید من دو کیلوگرم کم کردم، ناراحت شد و گفت که این موضوع به خاطر استرسم است. او پودر را در آب معدنی حل کرد و گفت بخورم تا وزنم بالا بیاید. من به او گفتم مستر ایوانف، با دو کیلوگرم وزن کم کردن مشکل‌ساز نیست و وزنه‌ام را می‌زنم. البته خدا هم کمک زیادی به من کرد. وزنه ۲۱۲.۵ را در یک ضرب برای اولین بار در المپیک سیدنی زدم، چون قبلاً هرگز این وزنه را نزده بودم. وقتی روی تخته می‌رفتم، موسیقی پخش می‌شد، اما بعدها وقتی فیلم وزنه‌برداری‌ام را دیدم، متوجه آن آهنگ شدم و با تعجب گفتم: «مگر آهنگ پخش می‌کردند؟» در واقع، جو آن‌قدر خاص بود که اصلاً صدای موسیقی را نمی‌شنیدم. ایوانف کارهای زیادی برای توسعه وزنه‌برداری کشورمان انجام داد. ما وزنه‌برداران هم در آن فشار تمرینات مقاومت کردیم؛ همه حداقل یک بار نیاز به عمل جراحی داشتند و من تنها یکی از آن‌ها نبودم.

آیا شما فردی آرام در وزنه‌برداری بودید؟

تمام بچه‌ها شیطنت می‌کردند، اما کوروش باقری شخصیتی تند و سرسخت داشت. من همیشه هم‌اتاق او بودم چون دیگران با او سازگاری نداشتند.

آیا شما هم شیطنت می‌کردید؟

ما آن قدر از تمرینات خسته و کوفته بودیم که تنها چیزی که می‌خواستیم، استراحت و خواب بود (با خنده). یک بار در شهرکرد اردو داشتیم که ایوانف بیمار شد و به دکتر مراجعه کرد. ما هم تمرین را کنار گذاشتیم و نشسته بودیم که دیدیم در فاصله بین سرم زدن، در حالی که سوزن سرم در دست داشت، وارد شد. سریعاً شروع به تمرین کردیم. ایوانف واقعاً دیدگاه ما را تغییر داد، چون کسی که ورزش حرفه‌ای انجام می‌دهد، باید در خواب، غذا خوردن، تمرین و همه جزئیات، حرفه‌ای باشد. مشکلی که پس از المپیک لندن پیش آمد، به خاطر سخت‌گیری کوروش باقری بود. ایوانف هم سخت‌گیر بود و حتی خود کوروش هم از زیر تمرینات در می‌رفت، و حالا می‌گوید اگر به حرف ایوانف گوش می‌داد، شاید امروز مدال المپیک هم داشت.

دیدگاه شما
پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار