از مصدومیت تا عشق؛ داستان زندگی و ازدواج علی قلیزاده
علی قلیزاده از مصدومیتهای تلخ و اتفاقات جالب در زندگیاش: چگونه یک مصدومیت منجر به آشنایی و ازدواج شد؟
مصاحبه متفاوت علی قلیزاده درباره خانواده فوتبالی، مصدومیت، آشنایی و ازدواجی که در بیمارستان شکل گرفت را در ادامه مطالعه کنید.
در خانواده ما، این موضوع را بهتر از هر کسی میدانیم. برادرم که پنج سال از من بزرگتر بود، از من بهتر عمل میکرد. واقعاً او فرصت بزرگی در فوتبال داشت و همه در خانواده معتقد بودند که او ستاره خواهد شد. او سریع بود، دریبل فوقالعادهای داشت و با هر دو پا بازی میکرد. اما یک مصدومیت شدید رویاهایش را نابود کرد.
پدرم نیز از هر دوی ما بهتر بود، اما او هم زودتر از ما بازنشسته شد. من بازیهای او را ندیدم، اما پدربزرگ و مادربزرگ گاهی میگویند: «علی، تو در بازی عالی هستی، اما پدرت بهتر بود.» با این حال، من خوششانس بودم و مسیرم متفاوت رقم خورد.
یک نکته جالب در خانواده ما وجود دارد؛ همه ما چپپا هستیم. پدرم چپپا بود، برادرم هم، و من هم همینطور. حتی پسرم، کورش که تنها ۲۱ ماه دارد، چپپا است و حالا توپ را شوت میکند. در خانه ما، توپ یک انتخاب طبیعی است، چون همگی چپپا هستیم. همسرم نیز ملیپوش است و در تیم ملی بازی میکند.
میگویند مصدومیت بدبختی یک فوتبالیست است، اما من معتقدم همیشه اینطور نیست. یک بار من هم مصدوم شدم و در بیمارستان بستری بودم. اتفاقاً در همان بخش، دختری زیبا بستری بود و شروع به صحبت کردیم. آنقدر گفتوگویمان خوب پیش رفت که اکنون یک ازدواج خوشبخت داریم.