کد خبر: 64791

ریما رامین فر از کنار کشیدن از پایتخت و زندگی خانوادگی می‌گوید

ریما رامین فر: از بازی در پایتخت کنار می‌کشم / مخالفت پسرم با حضور در این مجموعه + عکس خانوادگی

مصاحبه ریما رامین فر درباره کنار کشیدن از پایتخت، مخالفت پسرش و زندگی خانوادگی همراه عکس خانوادگی.

یکی از نکات جالب درباره ریما رامین فر، توجه او به اولویت‌های زندگی‌اش است که در صدر آن‌ها امیر جعفری و پسرش قرار دارند. متن زیر را مطالعه کنید.

آرزو می‌کردم که تو همانند هما بودی!

برخی افراد می‌گویند شاید از نظر رفتاری شباهت زیادی به هما دارم، اما اینطور نیست؛ من برخلاف هما، زنی استرسی هستم، خیلی زود دل‌مشغول می‌شوم و در مواقع بحران نمی‌توانم با آرامش و بدون غر زدن تصمیم بگیرم. شاید به همین دلیل است که هر وقت امیر سریال پایتخت را تماشا می‌کند، می‌گوید کاش شبیه هما بودم و آن قدر آرامش داشتم. (با خنده)

چرا همای در سریال پایتخت لهجه نداشت؟

با وجود اینکه پایتخت به فصل چهارم رسید، همچنان برخی افراد پرسش دارند که چرا هما لهجه ندارد. زمانی که من به این مجموعه پیوستم، همه بازیگران با لهجه و بدون لهجه تست دادند و من نیز مشکلی در صحبت کردن به لهجه مازندرانی نداشتم. اما پس از مدتی، سیروس مقدم و محسن تنابنده تصمیم گرفتند که اگر همه بازیگران این سریال لهجه داشته باشند، ممکن است کار یکنواخت و کم‌تنوع شود و این موضوع به کار شبکه استانی لطمه بزند. بنابراین، تلاش کردیم برای گذشته هما داستانی بسازیم و آن را طوری طراحی کنیم که رنگ و بویی داشته باشد و بتواند با سلایق مختلف مخاطبان ارتباط برقرار کند. به همین دلیل، هما بدون لهجه صحبت می‌کند.

سعی کردم همانند هما زندگی کنم.

آرامش و خانواده‌دوستی که در هما وجود دارد، بی‌نظیر است؛ او زنی صبور و فداکار است که هیچ‌گونه منفعت‌طلبی فردی در او دیده نمی‌شود و تنها به حفظ سلامت و استحکام خانواده‌اش می‌اندیشد. از نگاه برخی، هما زنی بی‌نظیر و بی‌نقص است و شاید نمونه‌ای کم‌نظیر در جامعه باشد. حقیقت این است که نقش‌آفرینی در قالب فردی بدون نقطه ضعف، چالش‌های خاص خودش را داشت، زیرا هر لحظه ممکن بود هما از حالت باورپذیری خارج شود و مخاطب بگوید او بیش از حد مثبت است؛ بنابراین، تمام تلاشم را کردم تا هما را زندگی کنم، او را قابل باور نشان دهم و به مخاطب القا کنم که او همان همای سعادتی است که روی شانه‌های خانواده‌ای معمولی نشسته است.

من علاقه‌مند به رستوران‌های شمال هستم.

مردم شمال بسیار خونگرم و مهربان هستند، بنابراین از بودن در کنارشان بسیار لذت می‌برم. آن‌ها با داشتن فرهنگی غنی، تنوع بی‌نظیری در غذاهای محلی خود دارند، که این موضوع باعث می‌شود از خوردن غذاهای شمالی واقعاً لذت ببرم.

پسرم با بازی در شهر تهران مخالف است.

راستش را بخواهید، پسرم برخلاف همسرم چندان از حضور من در سریال پایتخت راضی نیست و از نبودنم در خانه شکایت می‌کند. من هم چندین بار گفته‌ام که این بار در این پروژه شرکت نمی‌کنم، اما هر بار که ساخت سریال آغاز می‌شود، قلبم دوباره به تپش می‌افتد؛ چرا که پس از سال‌ها، خانواده‌ای معمولی به خانواده‌ای دوم برای من تبدیل شده و دلم برای آن‌ها تنگ می‌شود. بنابراین، تلاش می‌کنم آیین را قانع کنم که تحمل دوری‌ام را داشته باشد، هرچند نمی‌توانم از حمایت‌های همسرم غافل شوم. او قدرت پذیرش نقش‌هایی از این دست را در من ایجاد می‌کند، مسئولیت‌های آیین را بر عهده می‌گیرد و آرامش خاطر مرا فراهم می‌آورد.

همه از بازیگر شدنم تعجب کردند

در کودکی بسیار خجالتی بودم، به همین دلیل هیچ‌کس حتی تصور نمی‌کرد روزی وارد دنیای بازیگری شوم. خاطرم هست که بزرگ‌ترین دغدغه اطرافیانم این بود که چه کاری انجام دهند تا خجالتم بریزد؛ بنابراین، برای من تولدی گرفتند و مجبورم کردند به جمع بیایم و شمع‌های روی کیک را فوت کنم. این کار برایم بسیار سخت بود، اما اولین قدم در جهت کاهش خجالتم بود. وقتی وارد مقطع دبیرستان شدم، نگاه من نسبت به بسیاری از مسائل تغییر کرد. در آن زمان به سینما علاقه‌مند شدم؛ البته نه به عنوان بازیگر، بلکه به خاطر آشنایی با دنیای بازیگری از طریق کلاس‌های استاد سمندریان و توضیحات ایشان درباره علم بازیگری. هنوز هم کمی از خجالت در من باقی مانده، اما نوع خجالت من تا حد زیادی تغییر کرده است.

برای من، همسر و مادر بودن بالاترین ارزش و اهمیت را دارد.

ریما رامین فر می‌گوید: در زندگی، هر فرد اولویت‌های خاص خودش را دارد و برای من، خانواده همیشه در صدر قرار داشته است. به همین دلیل، زمانی که ازدواج کردم، چیزی که برایم از حرفه بازیگری اهمیت بیشتری داشت، همسرم امیر جعفری و پس از آن مادر شدنم بود. بنابراین، بازیگری هرگز آنقدر برایم مهم نبوده است که بخواهم به خاطر آن از همسر و پسرم کم بگذارم. من فردی خانواده‌دوست هستم و حضور در کنار خانواده برایم بسیار ارزشمند است.

نکته جالب درباره تولد همسرم امیر و پسرم آیین، این است که هر دو در ماه شهریور متولد شده‌اند؛ آیین در ششم شهریور 1386 به دنیا آمده و امیر دهم همین ماه است. بنابراین، باید بپذیرید که من عاشق ماه شهریور هستم، هرچند خودم در فروردین ماه متولد شده‌ام.

باید در مقابل مادر شدن ایستاد.

پس از اینکه مادر می‌شوید، دیگر نمی‌توانید این مسئولیت مهم را نادیده بگیرید و بگویید مثلاً تا این زمان به وظایفم پایبند می‌مانم و بعد از آن کنار می‌کشم. در واقع، وقتی تصمیم می‌گیرید مادر باشید، باید مسئولیت‌های آن را بپذیرید، هرچند دشوار باشد، و تلاش کنید با همه چالش‌ها کنار بیایید. تمام تلاش خود را می‌کنم که بهترین باشم، اما همواره این امکان وجود ندارد که همه چیز به بهترین شکل پیش برود.

من و امیر رقابت با یکدیگر نداریم.

برخی زوج‌های هنری رقابت شدیدی با یکدیگر دارند، اما من و امیر چنین احساسی نسبت به هم نداریم. ما موفقیت‌های یکدیگر را متعلق به خودمان نمی‌دانیم، بلکه آن‌ها را نتیجه تلاش مشترک می‌دانیم. همواره از دیدن امیر در جایگاهی بالاتر احساس رضایت می‌کنم و مطمئنم او هم همین حس را نسبت به من دارد؛ چرا که اگر اینطور نبود، حمایت و همدلی‌مان به این اندازه نبود.

من درگیر رابطه میان مادرشوهر و عروس نشدم.

صادقانه بگویم، من هرگز نتوانستم با واژه‌هایی مانند عروس و مادرشوهر ارتباط برقرار کنم یا با آن‌ها راحت باشم. برای من، مادر امیر همیشه همانند مادر خودم بوده است و با او با محبت و احترام رفتار کرده‌ام. در مقابل، او نیز همین رفتار محبت‌آمیز و احترام‌آمیز را نشان داده است.

من شیفته سفر هستم.

ریما رامین فر علاقه زیادی به سفر دارد و بیان کرده است که عاشق سفر کردن است؛ بنابراین از هر فرصت ممکن برای سفر بهره می‌برد. بعد از تولد فرزندمان، نوع سفرهای ما کمی تغییر کرده است و سعی می‌کنیم مکان‌هایی را انتخاب کنیم که پسرمان نیز در آنجا خوشحال‌تر باشد.

زندگی مشترک ما سه نفره

در زندگی مشترکمان، هیچ‌کدام از ما نمی‌توانیم کاملاً خوددار باشیم و احساساتمان را به شیوه‌های مختلف نشان می‌دهیم؛ چه با بغل کردن، بوسیدن آیین یا حتی گفتن کلمات محبت‌آمیز. این رفتار تنها محدود به آیین نیست، بلکه در مورد خانواده و دوستانم نیز صدق می‌کند، جایی که نشان دادن احساسات برایم طبیعی است و معتقدم این روند در آینده آیین نیز تأثیرگذار خواهد بود. وقتی او هنوز کودک است و برخورد و ابراز محبت ما را نسبت به اطرافیان می‌بیند، یاد می‌گیرد که خودش هم احساسات و علاقه‌اش را نشان دهد؛ زیرا برخی ویژگی‌ها ژنتیکی است و برخی دیگر اکتسابی. ما تمام تلاشمان را می‌کنیم تا آیین را پسری برون‌گرا تربیت کنیم. به نظر من، کسانی که احساساتشان را ابراز می‌کنند، افراد سالم‌تری هستند و امیدوارم او هم همین‌طور باشد.

عکس خانوادگی از سریال پایتخت همای.

دیدگاه شما
پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار