کد خبر: 29957

بنفشه ریاضی از چالش‌ها و تأثیرات ایفای نقش سپیده در تاسیان می‌گوید

بنفشه ریاضی بازیگر نقش سپیده در تاسیان: از فحاشی‌ها، تاسیان و دست دادن پدرم می‌گوید + عکس

بنفشه ریاضی بازیگر نقش سپیده در تاسیان از فحاشی‌ها، چالش‌ها و اثرات روانی ایفای نقش منفی می‌گوید و از تجربه تاسیان و از دست دادن پدرش سخن می‌گوید.

بنفشه ریاضی بازیگر نقش سپیده در تاسیان: از فحاشی‌ها، تاسیان و دست دادن پدرم می‌گوید + عکس

بنفشه ریاضی فاش کرد که به خاطر شخصیت منفی و بدجنس سپیده، پس از پخش سریال، با انتقادات و فحاشی‌های زیادی مواجه شده است.

مجری برنامه گفت: تو خیلی بیشتر از آنچه تصور می‌کردی دیده شدی و بیشتر از آنچه فکر می‌کردی فحش شنیدی، و این نشان‌دهنده توانایی‌های تو است که هنوز هم ثابت می‌کند چقدر قدرتمندی.

ریاضی افزود: افراد زیادی به من فحش می‌دادند که چرا لو دادم، اما در عوض، کسانی که به سپیده فحش می‌دادند، برای من قابل احترام‌ترند. زمانی که در خیابان بودم، خانواده‌ای آمدند و با ابراز محبت گفتند چقدر سریال را دوست دارند و چقدر خوب بازی کردیم. اما ناگهان یک دختر نوجوان که کنار نشسته بود، صورتش را پوشانده بود، و مادرش به من گفت که دخترش عاشق تاسیانه است و در قسمت آخر خیلی فحش داده، اما حالا نمی‌تواند رو در رو با من روبه‌رو شود. من به سمت آن دختر رفتم، اما او سریع فرار کرد.

مجری پرسید: تا حالا خودت تاسیان را تجربه کردی؟

ریاضی جواب داد: فکر می‌کنم هر فردی در زندگی‌اش حتماً با تاسیان مواجه شده است. تاسیان می‌تواند از دست دادن کسی عزیز باشد، چه در مرگ و چه در جدایی از زندگی. حتی در کوچک‌ترین شکلش، مثلا غروب جمعه یا ظهر عاشورا، همه این‌ها نوعی تاسیان است. بزرگ‌ترین تاسیان من، از دست دادن پدرم در سال ۸۹ بود.

مجری گفت: روحشان شاد، و این حس را تجربه کردی.

ریاضی توضیح داد: شاید مدتی این احساس با من باشد، اما کم‌رنگ می‌شود. آن زمان، تاسیان برای من بسیار بزرگ بود. بعد از پایان سریال، در حال تماشای قسمت آخر بودم و در فکر این بودم که سپیده پس از این اتفاق چه خواهد کرد؛ احتمالاً یا خودکشی می‌کند یا تا آخر عمر خودش را سرزنش می‌کند، چون خودش مقصر این حادثه است. زندگی‌اش ممکن است تاریک و سیاه شود. وقتی عشق به معشوق نرسد، خیلی سخت است. امیدوارم کسی در وضعیت دیگری گرفتار نشود. سکانس‌های سپیده همیشه پر از احساس و سختی بودند. بعد از تاسیان، شاید حدود یک ماه دچار افسردگی شدم؛ هر روز گریه می‌کردم و حالم بد بود. یک روز مادرم با تلفن حال من را دید و گفت: «بنفشه، من در سایتی خواندم که تو متولد ۷۲ هستی، اما من تو را در سال ۷۳ دیدم.» آنقدر روی این موضوع حساس بودم که فقط برای مادرم و حساسیتش این حرف را زدم.

دیدگاه شما
پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار