غلامرضا تختی: از خانیآباد تا قلههای جهانی کشتی
غلامرضا تختی: زندگی و منش پهلوانی از خانیآباد تا قلههای جهانی کشتی
گزارش زندگی و منش پهلوانی غلامرضا تختی؛ از خانیآباد تا قلههای جهانی کشتی با روایت صادقانه و فروتنی بینظیر
در این نوشتار، تختی از دوران کودکی در خانیآباد سخن میگوید، از پدری که یخچال داشت و مادری دعاگو، از سالهایی که در مسجدسلیمان به عنوان کارمند شرکت نفت فعالیت میکرد و از اولین بار که نامش در فهرست تیم اعزامی به فنلاند قرار گرفت. او همه چیز را با سادگی و بیپیرایگی روایت میکند: از شکستها، هیجان کسب اولین مدال جهانی، احترامش به مردم فنلاند و ترکها، و همچنین آرزوی عجیب و شوخطبعانهاش: «ده روز حکومت»!
این نوشته تصویری صادقانه از تختی ۲۹ ساله ارائه میدهد؛ مردی که هنوز به شهرت افسانهایاش نرسیده بود، اما درونش همان آرامش، صبر و فروتنی سالهای بعد موج میزد.
در ادامه، زندگینامه تختی ۲۹ ساله را به زبان خودش میخوانید:
زندگی من تا جایی که به یاد دارم، همواره آرام و ساکت بوده است، و حتی فراز و نشیبها، شور و هیجانها، کشمکشها و نوسانات کشتی، با وجود عظمت و صلابتشان، نتوانسته دریای آرام و شفاف زندگیام را طوفانی یا کدر کند. غم و شادی، هر دو اثر یکسانی بر چهرهام باقی میگذارند، و آرامش، خونسردی، صبر و تحمل در مقابل مشکلات، بیشترین نقش را در موفقیت و کامیابیام ایفا کردهاند. اما نباید تصور کنید که زندگی من خالی از نگرانی و ناراحتی بوده است.
بچههای خانیآباد
در سال 1309 در محله خانیآباد تهران به دنیا آمدم. پدرم صاحب یخچال بود و زندگی ما از طریق این کسب و کار تامین میشد. او همیشه راهنمای من در مسیر زندگی بود و متأسفانه یک سال پیش، با فوت خود مرا در غم و اندوه فرو برد، در حالی که مادرم هنوز زنده است و در قید حیات است.
دوران کودکی من در محله خانیآباد به آرامی و بیصدا سپری شد. زندگی من مانند دیگران پر از قهر و آشتی بود، اما هرگز درگیر مشاجره یا درگیری فیزیکی نشدم، نه اشکی ریختم و نه قطره خونی از کسی جاری کردم. زمانی که هشت ساله بودم، پدرم دستم را گرفت و مرا به مدرسه منوچهری برد، جایی که دوره ابتدایی را گذراندم. خاطرم است که در این مدرسه دانشآموزی متوسط بودم و پس از دریافت مدرک پایان دوره، وارد دبیرستان شدم، اما به دلایلی تحصیلات دبیرستان را ناتمام گذاشتم.
من هرگز ورزشکار حرفهای نبودم، اما از سال 1330، یعنی هشت سال قبل، ورزش را آغاز کردم و در مسیر موفقیت قدم به قدم پیش رفتم. بسیاری از مردم میپرسند آیا از کودکی به ورزش و بهخصوص کشتی علاقهمند بودم. پاسخ من این است که در واقع، من از کودکی به ورزش علاقهمند بودم، هرچند هرگز در آن حرفهای نبودم، اما از همان سال 1330 شروع به فعالیت کردم و در این مدت توانستم موفقیتهای زیادی کسب کنم و مسیر پیشرفت را طی کنم.

در شهر مسجدسلیمان
در سال 1329، به دلیل مشکلات روحی، تهران را ترک کردم و راهی خوزستان شدم، جایی که در مسجدسلیمان به خدمت شرکت نفت پیوستم. در آن زمان، شاید حتی امروز، مسجدسلیمان فاقد امکانات ورزشی مناسب بود. پس از گذراندن یک سال خدمت، دوباره به تهران بازگشتم و در باشگاه پولاد، یکی از قدیمیترین باشگاههای پایتخت، شروع به ورزش باستانی کردم. پس از مدتی، با راهنمایی آقای فیلی، ورزش کشتی را آغاز کردم.
در مسابقات انتخابی تیم ملی برای رقابتهای جهانی در فنلاند، مقام اول را کسب کردم و اولین سفرم به خارج از کشور، یعنی سفر به فنلاند، رقم خورد. برای من که تا آن زمان فقط در داخل کشور سفر کرده بودم، دیدن یک مسابقه جهانی و حضور در چنین کشوری، ارزش زیادی داشت.
مسابقه نخست
پس از گذشت یک سال از شروع ورزش، برای اولین بار در مسابقه داخلی باشگاهها شرکت کردم و در وزن ششم توانستم رتبه دوم را کسب کنم. سپس در مسابقات انتخابی جهانی در فنلاند اول شدم و برای اولین بار راهی این کشور شدم. تا آن زمان، هیچگاه از مرزهای کشورم خارج نشده بودم، بنابراین سفر به فنلاند و تماشای یک مسابقه جهانی برایم بسیار ارزشمند بود. در آن مسابقه، توانستم در میان پهلوانان برتر مقام دوم را به دست آورم و این موفقیت برایم بسیار خوشایند بود. جالب اینکه، یک سال بعد، هنگام شرکت در المپیاد در فنلاند، مجدد توانستم مقام دوم را کسب کنم.
از این پس، در ادامه، در آینده، از این زمان، در آیندههای نزدیک،
از این پس زندگی من با ورزش کشتی و مسابقات پیدرپی گره خورده است. در ژاپن در وزن هفتم توانستم مقام چهارم را کسب کنم، و در مسابقه جهانی ورشو مجدداً مقام دوم را به دست آوردم. همان آقای کولایف، که در مسابقات جهانی تهران دوم شده بود، در آن مسابقه موفق شد جایزه اول را تصاحب کند. مسابقات بعدی من در ترکیه و شوروی نیز با موفقیت همراه بود و سرانجام برای نخستین بار در مسابقات المپیاد ملبورن توانستم مقام اول را کسب کنم. در آن زمان بود که تختی، آرام و متین، از جای خود پرید و از شادی سر از پا نمیشناخت!
سال بعد در وزن هشتم کشتی گرفتم، اما موفقیتی کسب نکردم و مجدداً در وزن هفتم و در مسابقات ژاپن توانستم مقام اول را به دست آورم.
یادگاریهای من
من خاطرات خوشی از سفرهای متعددم به کشورهای خارجی دارم. از نظم، تربیت، ادب و مردمدوستی مردم فنلاند و سوئد بسیار لذت بردم و هرگز محبتهای ساکنان آن کشورها را فراموش نمیکنم. مردم ترکیه بیشتر از هر کشور دیگری به کشتی علاقهمندند و هر کودک مدرسهای نام قهرمانان جهانی کشتی را حفظ است.
به نظر من، ترکها در حال حاضر بهترین تیمهای کشتی جهان را در اختیار دارند و تنها به دلیل یک اشتباه کوچک در مسابقات اخیر جهانی، موفق به کسب عنوان اول نشدند. اگر قهرمان ترک در آن مسابقه به نفع سروری کنار میرفت، شورویها ۶ امتیاز را از دست میدادند و ترکها قهرمان میشدند، در حالی که ایرانیها با کسب ۱۶ امتیاز، مقام سوم را به دست میآوردند.
در مورد تیم کشتی ما نیز معتقدم که تیم ملی ایران از هر نظر شایسته عنوان قهرمانی جهان است. اما این امر نیازمند زمان بیشتر و افزایش صمیمیت بین اعضای تیم است. مسابقات انتخابی کشتی در تهران که قبل از مسابقات جهانی برگزار شد، نشان میداد که نسل جدیدی از کشتیگیران خوب و مستعد در حال تربیت است و به زودی شاهد رشد کشتیگیران بهتر و قویتری خواهیم بود.
شاید در حال حاضر تصور کنید که حتی بابا تختی هم عقلش به سنگ نمیرسد، اما وقتی از من میخواهید هر آنچه در دل دارم بنویسم، دیگر جای ایراد نیست.
کشتی برتر
در این مقاله، تمایل دارم به سوالی پاسخ دهم که درباره بهترین کشتی من است و زمان و مکان آن را توضیح دهم. بهترین کشتی من در فنلاند و با پالم سوئدی در مسابقات قهرمانی المپیاد 52 رقم خورد، و من توانستم این قهرمان باتجربه را با امتیاز شکست دهم.
آرزو دارم که ورزش در ایران تحت رهبری شاهنشاه با موفقیت همراه باشد و روزی فرا رسد که هر ایرانی حداقل یک متر زمین برای ورزش داشته باشد. اما در مورد آرزوهای شخصیام، اگر
ممکن است حالا تصور کنید که حتی بابا تختی هم در کارهایش عقلش را به کار میگیرد، اما وقتی از من میخواهید که هر چه در دل دارم بنویسم، دیگر جای هیچ ایرادی باقی نمیماند. ولی برنامه خودم را در این لحظه اعلام نمیکنم، باشد تا فرصت مناسبی برسد!