شهربانو منصوریان: مدالم را به رئیسجمهور تقدیم کردم
شهربانو منصوریان با افتخار مدالم را به رئیسجمهور تقدیم کرد؛ روایت یک قهرمان از سختیها و درخواست برای حمایت از ورزش بانوان
مصاحبه شهربانو منصوریان درباره سختیها، حمایت از ورزش بانوان و درخواست برای توجه ویژه به ورزش در کشور
در مراسمی خاص، مدال المپیک خود را به حسن روحانی اهدا کردم. شهربانو منصوریان، قهرمان ووشو، از مدتها قبل وعده داده بود که این کار را انجام دهد، اما فرصت مناسب پیش نمیآمد تا چهره به چهره با رئیسجمهور ملاقات کند، از او تشکر کند و مدالش را به او بدهد. سفر رئیسجمهور به اصفهان در آستانه انتخابات، بهترین فرصت بود تا او این وعده را عملی کند. پس از هماهنگیهای لازم، شهربانو به عنوان یکی از مهمانان ویژه در این مراسم حضور یافت. مدال خود را همراه داشت و وقتی نوبت او رسید، با سلامی به رئیسجمهور گفت: «این مدال برای من بسیار ارزشمند است و با افتخار آن را به شما، آقای رئیسجمهور، تقدیم میکنم.» این لحظه حس خوبی در او ایجاد کرد که تا مدتها فراموش نخواهد شد. او این اقدام را از روی دل انجام داد و حالا به خود میبالد که نقش مؤثری در اعتلای کشور ایفا کرده است.
در روز یکشنبه، من به نقش جهان رفتم و مدالم را به حسن روحانی تقدیم کردم. این کار را با افتخار انجام دادم، چرا که قبلاً هم اعلام کرده بودم قصد دارم مدالم را اهدا کنم. قرار بود در یک مراسم و دیدار رسمی این کار صورت گیرد، اما خدا را شکر که این فرصت در دیدار مردمی با اهالی اصفهان فراهم شد. من به عنوان یکی از مهمانان ویژه حضور داشتم و شخصاً مدالم را به رئیسجمهور تقدیم کردم.
رئیسجمهور نیز تشکر ویژهای کردند. بیشتر من صحبت کردم و از آقای روحانی خواستم توجه خاصی به ورزش بانوان و به ویژه شهرستان سمیرم داشته باشد. در سمیرم، باشگاههای ورزشی مناسب نداریم و همیشه با کمبود سالن مواجه هستیم. من در این دیدار چیزی جز درخواست برای بهتر شدن وضعیت ورزش شهرم نداشتم و تمامی صحبتهایم هم به خاطر مردم شهرم بود، نه خودم.
در پاسخ به نگرانیهای احتمالی درباره واکنشهای منفی آینده، باید بگویم که من این کار را با دل انجام دادم و به آن افتخار میکنم. هرگز آن لحظه را فراموش نخواهم کرد؛ چرا که من در خانوادهای ضعیف به دنیا آمدم و در کودکی به ما میگفتند خواهران غریب. سختیهای زیادی کشیدم، از حمایت کسی بهرهمند نبودم و حتی هزینه سفر به تمرینات را نداشتم. در اصفهان، اردو میزدیم و نان و پنیر میخوردیم، سه بار در روز تمرین میکردم و حتی نمیتوانستم به مدیر باشگاه بگویم که حالت بدنی دارم. گاهی در مسابقات احساس سرگیجه میکردم، اما هیچکس نمیپرسید که من کجا هستم یا چه میکشم. اکنون هم دوست دارم مدالم را به رئیسجمهور تقدیم کنم.
در روز یکشنبه، در نقش جهان، اوضاع بسیار شلوغ و پرجمعیت بود. نقش جهان پر از جمعیت بود و خیابان فردوسی هم همینطور. من در عمرم چنین تجمعی ندیدهام. عکسهایی هم انداختهام؛ فضا به قدری پرشور و پرهیجان بود که گویا جا برای همه نبود و مردم مجبور شدند از میدان خارج شوند. این حضورها کاملاً خودجوش و مردمی بودند، حتی از سمیرم هم بسیاری به این مراسم آمده بودند. بنرهای زیادی هم در آنجا دیدم.
در مورد ورود بانوان به اماکن ورزشی، نظر شما چیست؟
این موضوع یکی از دغدغههای مهم من است. امروز در سمیرم مسابقه دارم، اما مردم نمیدانند که چگونه از ووشو و تمریناتم هزینه میکنم. وقتی سکه میگیرم، همه متوجه میشوند، اما فشار تمرین و مبارزه را کسی نمیبیند. حضور بانوان در ورزشگاهها هم روحیه ما را بالا میبرد و هم مردم را با ورزش بانوان آشنا میکند. من معتقدم باید نگاه ویژهای به ورزشهای رزمی و بانوان داشت. بسیاری از مربیان و باشگاهها حاضر نیستند با خانمها قرارداد ببندند چون معتقدند تبلیغات ندارد. آیا قرارداد پنج میلیون تومانی در یک سال واقعا کافی است؟ ارزش بانوان ما بیش از این است و باید به آنها بها داد، چون آیندهای روشن در انتظارشان است.