قلعه نویی از خاطرات نوروزی و آرزوهای مردم ایران میگوید
امیر قلعه نویی از خاطرات نوروزی و تاثیر از دست دادن مادر میگوید: از توپ بازی تا آرزوهای مردم ایران
امیر قلعه نویی از خاطرات نوروزی، عشق به توپ و آرزوهای مردم ایران در سال جدید گفت؛ خاطراتی از مادر و آرزوهای رفاه و آرامش.
امیر قلعه نویی، یکی از چهرههای برجسته و خاص در فوتبال ایران، که لقب ژنرال را برای خود برگزیده و همچنان یکی از پر افتخارترین مربیان لیگ است، بدون تعارف صحبت کردن با او نیازمند شرایط خاصی است. او معمولاً تمایلی ندارد که در مقابل خبرنگاران قرار گیرد و مصاحبههای طولانی انجام دهد. زمانی که به پک رفتیم، بیش از دو ساعت با سرمربی تیم ملی گفتگو کردیم، اما بسیاری از صحبتها در دل مانده و شاید زمانی دیگر فرصت انتشار آنها فراهم شود.
با این حال، در آستانه نوروز، گفتوگویی کوتاه با قلعه نویی داشتیم و او خاطره جالبی از دوران کودکی خود برایمان تعریف کرد. پرسیدیم که به یادماندنیترین نوروزی که داشته چه سالی بوده است، و او پاسخ داد که حضور ذهن زیادی ندارد، اما از زمانی که در فوتبال بازی میکرده، بیشتر در اردو بوده و خاطراتش بیشتر مربوط به دوستان و همتیمیهای آن دوران است.
در مورد عید و رسم و رسوم، قلعه نویی گفت که دختر و پسرش اولین کسانی هستند که از او عیدی میگیرند و او نیز عیدی دادن را دوست دارد. او همچنین بیان کرد که پس از وفات مادرش، دیگر عیدی نگرفته و آرزو کرد که خدا رفتگان همه را بیامرزد.

آیا خاطرهای از روزهای زندگیتان با مادر زنده دارید؟
هر روزی که مادرم زنده بود برای من خاطرهای است. یک بار در عید نوروز، مادرم، خدا رحمتش کند، به من پول داد تا برای سفره هفت سین ماهی بخرم. بیرون رفتم و ناگهان چشمم به یک توپ پلاستیکی افتاد. آن را خریدم و مشغول بازی با آن شدم، به قدری سرگرم شدم که نه ماهی خریدم و نه به سال نو رسیدم.
مادر که عصبانی نشد؟
نه، خدا رحمتش کند، او عاشق بچههایش بود. ما هم بچه بودیم و علاقه زیادی به توپ و فوتبال داشتیم. همیشه دوست داشتم در عید به خانه مادرم بروم. اما از زمانی که او رفت، دیگر برایم آن اولویتها معنا ندارد.
تا کنون دروغ سیزده گفتهاید؟
نه، من اهل این چیزها نیستم و تاکنون دروغ نگفتهام.
یک آرزو برای مردم ایران در سال جدید دارید؟
آرزو میکنم مردم کشورم رفاه و آرامش داشته باشند و زندگی عادی و آرامی را تجربه کنند. همچنین امیدوارم همه بتوانند به آرزوهایشان برسند.