مرفاوی: تصمیمات مدیریتی و فنی، عامل بحران استقلال
صمد مرفاوی: شکست سنگین استقلال نتیجه تصمیمات نادرست مدیریتی و کمتوجهی به برنامهریزی فنی است
تحلیل صمد مرفاوی از شکست استقلال: تصمیمات مدیریتی نادرست، کمتوجهی به برنامهریزی فنی و ناکامی در جذب و هدایت مناسب تیم، علت اصلی ناکامی و بحران کنونی است.
در سال 2010، اولین بار تیم استقلال توانست به مراحل حذفی لیگ قهرمانان آسیا راه یابد، و این موفقیت با هدایت صمد مرفاوی محقق شد. مردی که در حال حاضر فعالیتی در دنیای فوتبال ندارد و از بیرون نظارهگر اوضاع است. در گفتوگو با آقا صمد درباره وضعیت استقلال و حواشی پیرامون آن صحبت کردیم. آنچه در ادامه میخوانید، خلاصهای از نظرات او است.
پس از اینکه استقلال گل چهارم را در مقابل الوصل دریافت کرد، دیگر بازی را تماشا نکردم؛ چون روند مسابقه نشان میداد که تیم ما همچنان گل میخورد و متأسفانه همین اتفاق هم افتاد. تلویزیون را خاموش کردم و از شدت ناراحتی به ورزش روی آوردم. بعداً متوجه شدم پیشبینی فنیام کاملاً درست بود و در نهایت بازی را با نتیجه ۷ بر یک واگذار کردیم.
در این شکست، همه مقصر هستند و نباید مسئولیت را تنها بر عهده یک فرد یا گروه خاص گذاشت. تیمی که مدیران باشگاه برایش تبلیغات فراوان انجام داده بودند، با هفت گل شکست خورد. تیمی که ادعا میکرد هزینههای زیادی برایش صرف شده و بازیکنانی از رئال مادرید و بارسلونا جذب کرده، چنین نتیجهای را رقم زد و هواداران را بسیار ناراحت کرد.
باخت استقلال، ناراحتی همگانی را به همراه داشت، اما باید دلایل آن را ریشهیابی کنیم. ما شکست خوردیم چون فصل را به شکل منطقی و عاقلانه آغاز نکردیم. شکست خوردیم چون کادر مدیریتی تنها هدفشان این بود که در نقلوانتقالات هواداران را آرام کنند. ریکاردو ساپینتو با وجود اطلاع از محرومیت چهارماههاش، او را جذب کردند چون ادعا میکرد آماده است به ایران بیاید، اما حالا اثرات نبودن او در کنار زمین را میبینیم. سرمربی باید روی خط باشد و از لب خط تیمش را هدایت کند، نه اینکه در سکوها بنشیند و فرماندهی کند.
ساپینتو، بدون تشکیل کمیته فنی و بدون بررسی دقیق، اختیار کامل در جذب بازیکن را گرفت. نمونه آن ماجرای عیسی آل کثیر است که بیش از دو سال قبل در استقلال بازی میکرد و ساپینتو تصور میکرد هنوز همان شرایط را دارد، در حالی که اینطور نبود. اگر قرار باشد بر اساس سوابق گذشته بازیکنان را انتخاب کنیم، باید از مهاجمان و هافبکهای بزرگی که در دهههای گذشته برای استقلال بازی کردهاند، نام ببریم؛ اما حالا این بازیکنان بیشتر در تیمهای پیشکسوتان فوتبال فعالیت میکنند.
در یارگیری استقلال، تعادل وجود ندارد. در برخی پستها نفرات زیادی داریم و در برخی دیگر کمبود محسوس است. من بازیهای منیر الحدادی در بارسلونا را به خاطر دارم، او واقعاً خوب بازی میکرد، اما پس از بارسلونا چه شد؟ در مورد اوضاع بعد از بارسا چه کار کرد؟ در صحبتهای دراگان اسکوچیچ، کاملاً موافقم که او دنبال بازیکنی است که به درد تیم بخورد، نه صرفاً به خاطر اسم و رسم بزرگ.
استقلال کاپیتان اول خود، که یکی از دروازهبانان تیم ملی است و در فصل قبل عملکرد خوبی داشت، کنار گذاشته شد و در عوض دروازهبانی آوردند که یک سال فوتبال بازی نکرده بود. البته نمیخواهم شکست استقلال را کامل به آدان بیندازم، چون وقتی تیم میبازد، همه مقصر هستند؛ و وقتی پیروز میشود، این پیروزی متعلق به همه است. اما نگاه کنید به بازیهای این فصل، دروازهبان خارجی استقلال در اکثر دیدارها به جز مسابقه با تراکتور در تبریز، گل خورده است.
عملکرد وحید هاشمیان در پرسپولیس واقعاً ارزشمند است. او حتی در استادیوم شعار «حیا کن، رها کن» شنید، اما اصول خود را زیر پا نگذاشت و بر اساس نیازهای تاکتیکی تیم، بازیکن خرید، نه اینکه صرفاً مهرههایی را جذب کند که دل ایجنتها را به دست آورد.
برخی افراد در تلویزیون صحبتهایی میزنند که دیگر زمان آنها گذشته است. در دوران علیآقا پروین و منصورخان پورحیدری، استقلال و پرسپولیس در داخل رختکن با سه گل پیش بودند، اما باید بپذیریم که آن مقاطع گذشته است. حالا تیمهای مدعی با قدرت وارد میدان میشوند و به رقابت با قطبهای سنتی فوتبال ایران میپردازند. باشگاه استقلال باید اشتباهات خود را بپذیرد و از همین امروز برای اصلاح آنها اقدام کند، چون دیگر نمیتوان با رویکرد گذشته تیمهای دیگر را شکست داد.
ساپینتو و کلارنس سیدورف بدون حضور مدیر فنی، تصمیمات قطعی در یارگیری استقلال دارند. در واقع، ما هزینه میکنیم اما دیگران تصمیمگیری نهایی را انجام میدهند.
سیاوش اکبرپور، به عنوان یکی از بازیکنان سابق استقلال، احترام زیادی دارد و شاید به خاطر تعصباتش، آن صحبتها را در تلویزیون مطرح کرد. عصبانی بود، اما باید یادآور شد که یک بازیکن باید انتظارات مربی را در زمین برآورده کند. اگر اشتباه کرد و این خطا تکرار شد، نیمکتنشین میشود، و اگر نتواند خود را به تیم برساند، روی سکو مینشیند. هدف من این نیست که بازیکنان استقلال را تخریب کنم، بلکه برعکس، معتقدم باید سرمایههای خود را حفظ کنیم. هماکنون، این نفرات را داریم و نمیتوانیم آنها را کنار بگذاریم، بنابراین باید روی آمادگی جسمانی، فنی و روانی آنها کار کنیم تا به شرایط مطلوب برسند.
کار دستیار ساپینتو در کنفرانس مطبوعاتی پس از بازی با پیکان، اصلاً حرفهای نبود. نونو میگوئیل نباید عارف آقاسی را مورد حمله قرار میداد و در موردش صحبت میکرد، بلکه باید کمک میکرد تا این بازیکن در وضعیت بهتری قرار گیرد. در زمستان ۱۳۸۸، من سرمربی استقلال بودم و در جام حذفی مقابل استیل آذین بازی داشتیم. در یکی از لحظات حساس، کیانوش رحمتی اشتباه کرد و با پاس اشتباه، فرصت گلزنی را به حریف داد و گل خوردیم، اما از او هیچ انتقادی نکردم و در بازی بعدی هم او را فیکس نگه داشتم.
در مورد آینده ساپینتو، ترجیح میدهم صحبت نکنم چون نمیخواهم درباره مربی دیگری اظهارنظر کنم، اما امیدوارم تصمیمی منطقی و بر پایه عقلانیت اتخاذ شود. اگر بتوانیم شمس آذر را ببریم، خیلی از بحرانها را پشت سر میگذاریم.
رفتار برخی مجریان برنامههای تلویزیونی پس از شکست استقلال، نشاندهنده شخصیت آنها است، اما در نهایت، این موضوع بر استقلال تأثیر میگذارد. اگر تیم برنده میشد، چنین رفتاری صورت نمیگرفت. پیام من به بازیکنان استقلال این است که در ادامه بازیها قاطعانه پیروز شوند، هواداران را خوشحال کنند و حرفهایی که دربارهشان زده شده را بیپاسخ بگذارند.
خیلی ناراحتکننده است که یکی از اعضای تیم شمس آذر در مصاحبهای ادعا میکند استقلال فقط از نظر مالی بالاتر از آنها است و از نظر فنی وضعیت خوبی ندارد. این حرف برایم بسیار سنگین بود و امیدوارم بازیکنان استقلال جمعه شب به خود بیایند و نتیجهای مقتدرانه بگیرند تا هم به این ادعا پاسخ دهند و هم از بحران نتیجهگیری خارج شوند.