کد خبر: 65986

مهسا حجازی در «شیرین» سریال تاسیان: هویت گمشده‌ام را بازمی‌گردانم

مهسا حجازی در «شیرین» سریال تاسیان: پدرم نامم را در شناسنامه فراموش کرد و من برای اثبات هویت‌ام تلاش می‌کنم + تصویر شناسنامه

مهسا حجازی در «شیرین» سریال تاسیان خاطره‌ای از گم شدن هویت در شناسنامه‌اش تعریف می‌کند و تلاش برای اثبات آن را روایت می‌نماید.

مهسا حجازی در «شیرین» سریال تاسیان: پدرم نامم را در شناسنامه فراموش کرد و من برای اثبات هویت‌ام تلاش می‌کنم + تصویر شناسنامه

مهسا حجازی با انتشار تصویری از صفحه اول شناسنامه‌اش نوشت:

دیشب خواب دیدم که شناسنامه‌ام را از یک کتابخانه بزرگتر از آنچه دارم بیرون می‌کشم. این کتابخانه شبیه یک اثر نفیس است که بین صفحات آن کاغذهای روغنی قرار دارد، تا در طول تاریخ زندگی‌ام آسیبی به نام‌ها، کدها و شناسه‌هایم وارد نشود. با دقت صفحات را ورق می‌زدم ولی نامم را نمی‌دیدم. در حین ورق زدن، شناسنامه‌ام به هزار صفحه می‌رسید، انگار که فردی دیگر باشم. صبح زود با اضطراب از خواب بیدار شدم و نگران شدم که شاید شناسنامه‌ام را گم کرده‌ام. باید آن را نزدیک دید تا باور کنم که من مهسا هستم، که هنوز مهسا هستم. وقتی صفحه اول شناسنامه را دیدم، نفس عمیقی کشیدم و احساس آرامش کردم. به نام‌ها نگاه کردم و تصور کردم پدرم را که با تن خسته و رنجور از کارهای زیاد، به سمت اداره ثبت احوال می‌رود. دوباره یاد آوردم که او پدر است و دختر دار شده است، اما اوضاع و کارش مناسب نیست و نگران است که نتواند از پس زندگی برآید. نگران است، پدر نگران است. همیشه نگران بوده است. وقتی در اداره ثبت احوال نامم را می‌پرسند، تازه یادش می‌آید که نامم را فراموش کرده است. برای لحظه‌ای به یاد مادرش می‌افتد، دلتنگ می‌شود. خاطره‌اش از مادر خیلی مبهم است، اما از لحظه‌ای که چشمانم را دید، مطمئن شد که این چشمان را یک بار دیگر در زندگی‌اش دیده است. «دیده است» یعنی عملی که در گذشته رخ داده و تمام شده است. اینجای داستان است که زیبا است؛ چشم‌ها. اینکه چطور من مهسا می‌شوم، اهمیت چندانی ندارد. کارمند ثبت احوال با دقتی بی‌نظیر نامم را می‌نویسد، و میم، ه، سین و الف را کنار هم می‌چید، انگار که باید همین یک نام در زندگی‌اش ثبت شود.

دیدگاه شما
پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار