کد خبر: 65009

زهرا جهرمی از تجربه مادر معلول و خلق شخصیت طلا در سوجان

زهرا جهرمی از تجربه معلولیت مادر و تلاش برای خلق شخصیت «طلا» در سریال سوجان: داستانی از عشق، سختی و باورپذیری

زهرا جهرمی با نقش طلا در سریال سوجان، از تجربیات مادر معلولش و چالش‌های فیزیکی برای خلق شخصیتی عمیق و تأثیرگذار بهره برده است.

زهرا جهرمی از تجربه معلولیت مادر و تلاش برای خلق شخصیت «طلا» در سریال سوجان: داستانی از عشق، سختی و باورپذیری

کاراکتر طلا، با تکیه بر تلاش‌های پنهان بازیگرش، توانسته است ظاهر روان و سرزنده‌ای از خود نشان دهد. او با تمرکز بر مسیر خود و همراهی با داستان سوجان، در حال حرکت است. زهرا جهرمی، بازیگر نقش طلا، با بهره‌گیری از تجربیات و تحصیلات خود، توانسته است چالش‌های زیادی را در نقش‌آفرینی این شخصیت پشت سر بگذارد؛ از کشش جادویی و کشیده شدن شقیقه‌هایش گرفته تا مشکلات کمک‌گرفتن و ایستادن. او بارها زمین خورده است تا شخصیت طلا در داستان سوجان ثابت قدم بماند و مورد پذیرش قرار گیرد.

جهرمی در نقش خود در سریال، درباره عمق شخصیت طلا می‌گوید: ممکن است ما تنها ظاهر معلولیت یک فرد را ببینیم و به مسائل دیگر توجه نکنیم، اما شخصیت طلا بسیار عمیق است. او علاوه بر حادثه‌ای که پشت سر گذاشته، فشارهای روحی و روانی زیادی را تجربه کرده که ناشی از شرایط زندگی‌اش است. نگاه‌های طلا نشان می‌دهد که پشت همه این‌ها حرف‌های ناگفته‌ای نهفته است؛ او رفتاری بسیار عمیق و فراتر از سن خود دارد. فشارهای روحی و روانی دوران کودکی و افسردگی‌هایش خانواده‌اش را وادار کرده است تا تلاش کنند او را به سمت وضعیت بهتر هدایت کنند. طلا در وضعیت مطلوبی نیست و از دست دادن یکی از اعضای بدنش برایش مانند از دست دادن عزیزان است؛ بنابراین، علی‌رغم تلاش‌هایش، هنوز احساس شادی نمی‌کند.

تجربه مادر مرحومش در معلولیت، نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت طلا داشت. جهرمی با اشاره به این موضوع می‌گوید: مادر، یکی از زیباترین و خالص‌ترین واژه‌هایی است که شنیده‌ام. من سال‌ها با مادر زندگی کردم و به خاطر آسیب‌هایی که به او وارد شده بود، نمی‌توانست راه برود و مدت‌ها از ویلچر استفاده می‌کرد. نگاه‌های ترحم‌آمیز دیگران او را محدود می‌کرد و باعث می‌شد از رفتن به مکان‌های مختلف شرم داشته باشد. وقتی با نقش طلا مواجه شدم، احساس کردم او به خاطر پول و قدرت، این خجالت را ندارد و با اعتماد به نفس کامل حرف می‌زند. جهرمی پیش‌تر ویدئویی از تمرین‌های خود برای استفاده از ابزارهای کمکی در راه رفتن منتشر کرده بود؛ ابزارهایی مانند پروتز که به پایش چسبیده و راه رفتن عادی را برایش دشوار می‌کرد. او برای طبیعی نشان دادن این نقش، سختی استفاده از این ابزارها را تحمل کرد. در ذهنش، خاطره‌ای از مادرش داشت و تلاش می‌کرد این احساس را زنده کند؛ مادرش هم مانند طلا، زانوهایش خالی شد و زمین خورد. او تأکید می‌کند که افراد سال‌ها روی ویلچر بودن، عضلات کمک‌گیر ندارند و حتی ایستادن برایشان بسیار دشوار است. جهرمی در ساخت این صحنه‌ها تلاش زیادی کرد و حتی زمین خورد تا باورپذیر باشد.

در مورد چالش‌های استفاده از ابزارهای کمکی، جهرمی می‌گوید: این ابزارها بسیار سخت بودند. باید چند لایه جوراب و شلوار ضخیم می‌پوشیدم تا آهن‌پایه‌ها زانویم را اذیت نکند. تصور کنید در هوای شرجی شمال، این ابزارها را به پا دارم و باید ساعتی مقابل دوربین بایستم. استفاده از این وسایل برای من چالشی جدی بود و نیازمند کمک دیگران برای راه رفتن. چالش دیگر، استفاده از کش جادویی برای جوان‌تر نشان دادن شخصیت بود؛ این کش‌ها ابروها و شقیقه‌ها را بالا می‌کشیدند و ساعت‌ها باید آن را تحمل می‌کردم. گاهی کش‌ها می‌افتادند و در یک سمت کشیده می‌شدند، که تمرکزم را مختل می‌کردند؛ اما با تلاش، توانستم نقش را ایفا کنم. پس از هر سکانس، سردردهای ضربان‌دار و زخم شدن پوست سرم اذیتم می‌کرد، اما این تلاش‌ها را انجام دادم تا شخصیت طلا باورپذیر باشد. همچنین، به دلیل تسلط بر بیان، سعی کردم تنوع کلمات و طبیعی بودن گفتار را رعایت کنم تا شخصیت واقعی‌تر به نظر برسد. طلا در نهایت، شخصیتی است که با فراز و نشیب‌هایش، درون بزرگی دارد و عشق زیادی نسبت به قربان پیدا می‌کند؛ عشقی که او را به سمت قربانی کردن چیزهایی می‌کشاند که نمی‌بیند، و در نتیجه، او را به خودش بازمی‌گرداند.

بازیگر نقش طلا در مورد تفاوت این شخصیت با خودش می‌گوید: شخصیت طلا بسیار از من متفاوت است. من معمولاً هنگام صحبت کردن، از دست‌هایم کمک می‌گیرم و خنده‌رو هستم، اما برای نشان دادن طلا، باید روی خودم کار می‌کردم. حتی دخترم می‌پرسید چرا ناراحتی؟ من برای نقش طلا، زندگی می‌کردم و تلاش می‌کردم چهره‌ای سنگی و ثابت داشته باشم، در حالی که در مقابل خانواده و آشنایان، باید مهربان و خونگرم نشان می‌دادم. طلا باید با چشمانش حرف بزند و این کار را برایم سخت می‌کرد. او بیشتر بر بازی حسی و کلامی تکیه دارد و باید تحولات شخصیت را نشان می‌دادم؛ از فرد عبوس به عاشق و سپس به فردی با احساس متفاوت. یکی از ویژگی‌های خاص طلا، داشتن موسیقی شخصیت است که کمک می‌کند بهتر درک شود. جهرمی می‌گوید: موسیقی شخصیت همیشه مؤثر است؛ مخصوصاً برای کاراکترهای اصلی که باید درک عمیق‌تری از آن‌ها داشته باشیم، اما طلا، به نوعی قربانی ماجراست و شاید به همین دلیل، موسیقی شخصیت دارد تا حال و هوای او را نشان دهد.

پس از گذشت ده‌ها قسمت، جهرمی به عنوان بازیگر به مجموعه سوجان پیوست و نقش‌آفرینی او در نقش بازیگردان، کمک قابل توجهی به ارتباط شخصیت طلا با داستان کرد. او می‌گوید: اعتماد کارگردان و تهیه‌کننده به من داده شد تا نقش بازیگردان را بر عهده بگیرم. در چندین قسمت، تلاش کردم نکات و کدهای لازم را به بازیگران انتقال دهم. سه سال در کنار پروژه سوجان بودم، اما شخصیت طلا چیزی نبود که هر بازیگری بتواند آن را بپذیرد؛ این مسئله توسط کارگردان و تهیه‌کننده به من سپرده شد. بعد از نیمی از داستان، وارد مجموعه شدم، که ریسک بزرگی بود. ابتدا واکنش مخاطب نسبت به حضور من منفی بود، اما به‌تدریج، طلا در ذهن آن‌ها جا افتاد و پذیرفته شد. تجربه شخصی من و زندگی مادر، همچنین تحصیلات و آگاهی در زمینه شخصیت‌شناسی، در خلق این نقش تأثیرگذار بود. خدا را شکر که بازخوردهای مثبتی گرفتم و برخی گفتند تصور می‌کردند شخصیت طلا واقعاً فلج است. از کارگردانان و تهیه‌کنندگان، از جمله آقای تبریزی و آقای کریمی و آقای آهنگری، که به من اعتماد کردند و این نقش سخت را به من سپردند، سپاسگزارم.

دیدگاه شما
پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار