کد خبر: 65002

خاطره تلخ فرح دیبا از انتقال شاه به تیمارستان آمریکا

خاطره فرح دیبا از انتقال شاه به تیمارستان آمریکا؛ تجربه‌ای تلخ و پرهیجان در اتاقی بدون دستگیره

خاطرات فرح دیبا از انتقال شاه به تیمارستان آمریکا، تجربه‌ای تلخ و پرهیجان در اتاقی بدون دستگیره و با دیوارهای محصور، نشان دهنده ظلم و ستمی است که او و خانواده‌اش در آن دوران متحمل شدند.

خاطره فرح دیبا از انتقال شاه به تیمارستان آمریکا؛ تجربه‌ای تلخ و پرهیجان در اتاقی بدون دستگیره

در کتاب کهن دیارا (خاطرات فرح دیبا) آمده است که محمدرضا شاه خدمات زیادی به آمریکایی‌ها ارائه داد. حتی در سال ۱۳۳۵ که کارتر به ایران سفر کرد و ایران را «جزیره ثبات» نامید، او هیچ تصوری از سقوط رژیم خود و آوارگی پس از انقلاب نداشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکایی‌ها به بهانه‌های مختلف از پذیرش شاه در کشورشان امتناع ورزیدند و پس از پذیرش او در اوایل آبان ۱۳۵۸ و در پی آن تسخیر سفارت آمریکا در تهران، تلاش کردند که شاه را به بهانه‌های متفاوت از کشور خود بیرون برانند.

یکی از اقدامات آنها، بستری کردن شاه در تیمارستان بود که فرح دیبا درباره آن چنین توضیح می‌دهد:

«به محض پیاده شدن از هواپیما، بدون هیچ توضیح یا خوشامدگویی، ما را سوار آمبولانسی کردند و با سرعت و خشونتی عجیب، آن را حرکت دادند تا چند بار به اطراف پرتاب شدیم. بیچاره خانم پیرنیا که همراه ما بود، سرش به شدت به سقف آمبولانس برخورد کرد. سرانجام خودرو توقف کرد. فردی در را باز کرد و ما توانستیم پناهگاه جدیدمان را ببینیم: ساختمان بیماران روانی در بیمارستان نظامی.»

او ادامه می‌دهد که شاه را در اتاقی قرار داده بودند که جلوی پنجره‌هایش دیوار کشیده شده بود. او در اتاق چوبی نگهداری می‌شد که در آن تنها از بیرون قابل باز و بسته شدن بود و دستگیره نداشت، و بر سقف آن دستگاه ضبط صوتی نصب شده بود. او احساس می‌کرد دیوانه شده است و باورش نمی‌شد. مردان سفیدپوشی که نگهبان او بودند، کمترین توضیحی به او نمی‌دادند. اتاق او پنجره‌ای با میله‌های آهنی داشت و او که دچار حالت خفگی شده بود، سریع به سمت پنجره رفت تا آن را باز کند، اما یکی از پرستاران با سر به او علامت داد که حق ندارد به پنجره دست بزند. خوشبختانه در این لحظه، دکتر پیرنیا رسید.

من به او گفتم:

دیدگاه شما
پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار