حسین پاکدل و رضوی: نقش زنان، هنر و آینده تئاتر ایران
حسین پاکدل و عاطفه رضوی درباره نقش زنان در تاریخ، هنر و آینده تئاتر ایران: هشدارهای فرهنگی و اجتماعی
حسین پاکدل و عاطفه رضوی درباره نقش زنان، هنر، آینده تئاتر ایران، چالشها، فرهنگی و اجتماعی هشدار میدهند.
حسین پاکدل و عاطفه رضوی در همزمانی با اجرای نمایش «امر ملوکانه» در گفتوگو با ایسنا، هم درباره این اثر نمایشی و هم درباره وضعیت فرهنگی و رسانهای کشور صحبت کردند. آنان ابراز خشنودی کردند که زنان جامعه ما اکنون نسبت به حقوق خود آگاهی یافتهاند و به شکل منطقی و مدبرانه مطالبات خود را مطرح میکنند.
نمایش «امر ملوکانه» جدیدترین اثر حسین پاکدل است که پس از چند سال غیبت از عرصه تئاتر، روی صحنه آمده است. داستان این اثر بر عشق «فروغالسلطنه»، یکی از دختران ناصرالدین شاه، تمرکز دارد و در کنار آن بخشهایی از رویدادهای تاریخی دوره قاجار مرور میشود. نویسندگی و کارگردانی این اثر بر عهده حسین پاکدل است و عاطفه رضوی در نقش «فروغالسلطنه» بازی میکند. این نمایش در تالار استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر در حال اجرا است.
پاکدل که در آثار خود همواره به تاریخ و شخصیتهای تاریخی علاقهمند بوده، در ابتدای این نشست درباره انگیزهاش برای پرداختن به تاریخ توضیح داد: تاریخ منبع بیپایانی برای درامنویسان است و همه درامنویسان بزرگ جهان به آن رجوع میکنند، چون در بستر تاریخ میتوان مسائل روز را مطرح کرد. هرچند ما دغدغه تاریخ نداریم، چون تاریخ گذشته است، اما آنچه اهمیت دارد، وقایع جاری است. ما تلاش میکنیم توجه عمومی را به مسائل روز جلب کنیم و همواره رویکردمان همین بوده است. البته «امر ملوکانه» کمی طنز تلخ و گروتسک دارد.
او همچنین درباره تأثیر زنان در جامعه گفت: جامعه تحت تاثیر زنان است و باور دارم که جامعه با حرکت زنان است که تغییر میکند. زنها به عنوان مادر، همسر، خواهر و همکار، دقت و حوصله بیشتری دارند و در مقابل، مردان عموماً عجول هستند. زنان، به ویژه در دوران جنگ و دفاع، نقش مهمی در پایداری و مقاومت ایفا کردهاند و بدون فداکاری مادران، جامعه امروز ما شکل نمیگرفت. این نقش مادران در کنار پدران، موجب حفظ و بقای جامعه شده است. اگر امروز شاهد کاهش اخلاق در جامعه هستیم، ممکن است به این دلیل باشد که تأثیرات مادران کمرنگ شده است. بنابراین، زنان باید فعالتر و آگاهتر باشند و در این مسیر نقش مهمی ایفا کنند.
عاطفه رضوی که در کنار حسین پاکدل به عنوان مشاور در تولید این اثر حضور داشته است، درباره نقش خود و جزئیات پردازش شخصیت «فروغ» گفت: از نظر من، مردان کلینگرتر هستند، در حالی که خانمها بیشتر به جزئیات توجه میکنند. متن کلی بر اساس نگارش حسین است، اما من بر جزییات تمرکز دارم، که بخشی از آن به علاقهمندیام به روانشناسی و فلسفه برمیگردد. در برخی موارد، نظراتم را بیان میکنم، هرچند حسین کار را نهایی میکند.
او همچنین درباره روایت تاریخی از زبان مردان و کمتوجهی به نقش زنان در آثار تاریخی اظهار داشت: این موضوع گاهی به هنرمند مربوط نمیشود، چون شرایط برای پرداختن به نقش زنان در تاریخ هنوز کامل نیست. اما نسل جدید با آگاهی بیشتری نسبت به حقوق خود روبهرو شده است، شاید نتیجه تربیت مادران نسل قبل است. نسل امروز میداند چه حقوقی دارد و چگونه باید مطالبه کند، بنابراین درباره آنان میتوان صحبت کرد.
رضوی در ادامه نقش «فروغ» را توصیف میکند و میگوید: این شخصیت، با وجود فاصله زمانی، احساسات و تجربیات شخصیاش شباهتهایی با زن امروزی دارد. زنان در طول تاریخ، فشارهای زیادی را تحمل کردهاند که ممکن است از صد سال پیش تا امروز متفاوت باشد، اما احساسات انسانی مشترک است. تفاوت مهم این است که زن امروز آموخته است چگونه حق خود را بگیرد و اعتراض کند، چون متوجه است که حقوقی دارد. در مقایسه با نسلهای گذشته، زنان امروز بیشتر از حقوق اولیه خود آگاهند و این تفاوت، نتیجه آموزش و تربیت است.
نکته دیگر درباره تفاوتهای معنای عشق در زمانهای مختلف است. رضوی معتقد است: معنای عشق در نسل امروز با ۳۰ سال پیش بسیار متفاوت است. هرچند این تغییرات برای من کمی غریب است، اما از آن استقبال میکنم و به آن احترام میگذارم، چون نشان میدهد نسل جدید چگونه خود را ابراز میکند. او همچنین اشاره میکند که در گذشته، عقدهای غیابی در دهههای گذشته رایج بود و دختران منتظر بودند تا بتوانند با همسران خود در خارج از کشور ملاقات کنند.
پاکدل در پایان بر اهمیت زبان استعاره در تئاتر تأکید میکند و میگوید: در این اثر، سفر فرهاد میرزا به سفر نمادین است. در بسیاری موارد، مرد یا زن در ظاهر در خانه حضور دارند، اما ذهنشان در جای دیگری است. در این نمایش، فرهاد میرزا ماسک دارد و پشت پرده صحبت میکند، و از نظر فیزیکی نزدیک است ولی از نظر روحی و فکری دور است.
در دنیای هنر، تغییرات قابل توجهی رخ داده است؛ زمانی هدف اصلی تئاتر، مغز و اندیشه مخاطب بود و آن را مرکز تولید فرهنگ میدانستند. اما امروز، بیشتر آثار به سمت جلب توجه جیبها سوق پیدا کردهاند و تفاوت آشکاری در سلیقه تماشاگران مشاهده میشود. پاکدل، کارشناس و مدیر سابق تئاتر، به این موضوع اشاره میکند که در گذشته، تئاتر نقش مهمی در شکلگیری افکار و فرهنگ جامعه داشت و هنرمندان بزرگی مانند بیضایی، رادی، خلج و آتیلا پسیانی در آن فعالیت میکردند. اما اکنون، به دلیل نگاه تحقیرآمیز و ملیگرایانه، بسیاری از کارگردانان جوان به سمت اجرای آثار خارجی گرایش پیدا کردهاند، چون این آثار تماشاگر بیشتری دارند و حرفی برای جامعه ما ندارند.
پاکدل هشدار میدهد که این وضعیت به تضعیف هویت فرهنگی و ملی منجر میشود و نسل جدید از نشانهها و سنتهای فرهنگی خود بیگانه میشود. او معتقد است که ساخت آثار مستقل در شرایط اقتصادی کنونی بسیار دشوار است و هزینههای تولید، از جمله تمرین و تدارکات، بسیار بالا است. با این حال، او بر تعهد و باور خود در انجام کارهای هنری تأکید میکند و معتقد است که تئاتر باید مستقل و بر اساس اندیشه باشد، نه صرفاً برای جذب تماشاگر.
در حوزه رسانه، پاکدل نگرانیهایی درباره گسترش خبرهای جعلی و کاهش اعتبار رسانههای رسمی دارد. او هشدار میدهد که این وضعیت میتواند منافع ملی را به خطر بیندازد و اعتماد عمومی را سلب کند. او بر اهمیت نقش رسانهها در هدایت افکار عمومی تأکید میکند و میگوید که اعتبار رسانهها، مهمترین سرمایه هر کشور است.
در زمینه هنرهای نمایشی، وضعیت بازیگران نیز نگرانکننده است. پاکدل اشاره میکند که فقر بازیگر و کاهش سطح کیفی آن، آینده تئاتر را تهدید میکند. او از جایگزینی چهرههای اینستاگرامی به جای بازیگران حرفهای انتقاد میکند و بر اهمیت بازیگرانی تأکید مینماید که بتوانند نقشهای عمیق و معنادار را ایفا کنند. همچنین، او درباره اهمیت نقش متن و کارگردانی در خلق اثر هنری صحبت میکند و معتقد است که بازیگر باید به شخصیت و درون آن فکر کند، نه صرفاً به ظاهر و شهرت.
در پایان، پاکدل و رضوی بر لذت و عشق عمیق به هنر تأکید میکنند و معتقدند که مسیر هنری باید هدف باشد، نه فقط مقصد. آنها بر اهمیت استمرار و مقاومت در برابر مشکلات اقتصادی و فرهنگی تأکید دارند و میگویند که تئاتر، کاملترین و انسانیترین هنر است که میتواند در هر شرایطی، به تنهایی، اثرگذار باشد.