بهرام افشاری از سختیها، خون دادن و رویای بازیگری میگوید
بهرام افشاری از سختیها و خاطرات تلخ دوران جوانی: از خون دادن در مقابل 30 هزار تومان تا رویای بازیگری
بهرام افشاری از سختیهای جوانی، خون دادن برای ۳۰ هزار تومان و رویای بازیگری میگوید؛ داستانی پر از تلاش و امید در مسیر هنر.
در سال 1382، او فعالیت هنری خود را در حوزه تئاتر در سطح آماتور در همدان آغاز کرد و در گفتوگوهای خود ذکر میکرد که بازیگری در تئاتر را بهخاطر فرار از روزمرگی انتخاب کرده است.
به مرور زمان، علاقهمندی او به این حرفه افزایش یافت و در سال 1388، تصمیم بزرگ زندگیاش را گرفت: مهاجرت از همدان به تهران و شرکت در کلاسهای بازیگری حمید سمندریان. این تغییر مسیر و مهاجرت او را به سطح حرفهای بازیگری نزدیکتر کرد و فعالیتش در عرصه تئاتر را گستردهتر ساخت.
بیشتر فعالیتهای هنری او در حوزه تئاتر متمرکز است؛ بهطوریکه در سالهای اخیر حضور فعال و چشمگیری در جشنواره تئاتر فجر داشته است.
در مورد بهرام افشاری، او روایت میکند:
"بعد از چهلم پدرم، دغدغه خانوادهام این شد که زودتر او را زن بدهند، چون معتقد بودند که او فردی علاف و بیکار است و تصور میکردند اگر معتاد نشود، ممکن است دیگران را هم معتاد کند. من بچه شهرستان هستم و رضا کیانیان را دیدم و شاگرد او شدم. با قرض گرفتن پول، شهریه کلاس را پرداخت کردم، اما آرزوهایم برآورده نشد. یکی از دوستانم در خیابانها به من گفت که از این دنیا چه میخواهی، و روزی خیلی بیپول بودم. شنیدم جایی هست که ازت خون میگیرند و در مقابل، سی هزار تومان میدهند."