محمد صابری در «وحشی»: نماد مقاومت و ستاره بینظیر
محمد صابری در نقش سلیم در «وحشی»؛ از اعتیاد گذشت و ستاره بینظیر سریال شد
محمد صابری در نقش سلیم، نماد انسانهای مقاوم و واقعی در دنیای خشونتبار «وحشی»، با بازی بینظیر و کنترلشده، از اعتیاد گذشت و ستاره این سریال شد.
در دنیای خشن و بیرحم سریال «وحشی»، شخصیتها با روشهای مختلفی خود را نشان میدهند؛ برخی با خشونت، برخی با قدرت و برخی با صدای بلند بر دیگران غلبه میکنند. اما «سلیم» از آن نوع آدمها نیست.
به نقل از فیلمزی، او فردی کمحرف، محتاط و همواره یک قدم عقبتر از مرکز بحران قرار دارد؛ جایی که بقای او معنا پیدا میکند. محمد صابری با بازی دقیق و کنترلشدهاش، یکی از واقعیترین چهرهها در این جهان ناامن را خلق کرده است.
محمد صابری از آن استعدادهایی است که سینما را تصادفی پیدا نکرد، بلکه زندگی پس از یک تصمیم مهم به سراغش آمد. پس از ترک اعتیاد سیزدهساله، راهی نو برای خود ساخت؛ مسیری که از کار در شرکتی آسانسور سازی آغاز شد و با معرفی مهدی گنجی به محمد کارت، وارد عرصه سینما شد. نقشهای کوتاه اما تاثیرگذار در «خونه رو» و «شنای پروانه» نشان دادند که حضور او تصادفی نیست، اما نقطه عطف اصلی، بازی در نقش «خلیل» در سریال «یاغی» بود؛ نقشی که توجهها را جلب کرد.
در «وحشی»، سلیم نه قهرمان است و نه ضدقهرمان. او نماد نسلی است که یاد گرفته است کمتوجهی کنند تا زنده بمانند. شخصیتی که بیشتر تماشاگران در موقعیتها حضور دارند تا آغازگر آنها باشند، اما همین حضور آگاهانه و حسابشده است. سلیم با کمترین دیالوگ و بیشترین هوشیاری حرکت میکند و به همین دلیل، حضورش به تدریج سنگین و تاثیرگذار میشود.
در ساختار دراماتیک، سلیم نقش یک کاتالیزور خاموش را ایفا میکند. بدون آنکه داستان را هدایت کند، لایههای پنهان روابط، دوستیها و قدرتها را آشکار میسازد. محمد صابری این نقش را با تکیه بر بدن، نگاه و توقفهای معنادارش بازی میکند. او بیشتر با چشمهایش حرف میزند تا با کلمات؛ انتخابی که او را از تیپهای معمول در سریالهای جنایی جدا میکند و او را به فردی زمینی و باورپذیر تبدیل میسازد.
کارگردان، هومن سیدی، که به جزئیات خاموش اعتماد دارد، عمدی از برجسته کردن گذشته سلیم پرهیز میکند. در کار او نه توضیحات اضافی است و نه تلاش برای قهرمانسازی. سلیم باید دیده شود و احساس گردد، نه اینکه توضیح داده شود. او یادآور این حقیقت است که در دنیای «وحشی»، همه گرگ نیستند؛ برخی فقط بلدند چگونه از میان گرگها جان سالم به در ببرند.