دلنوشته متفاوت لاله مرزبان درباره مادرش: عشق واقعی و تفاوتها
دلنوشته متفاوت لاله مرزبان درباره مادرش: عشق واقعی در نگاه یک دختر به مادر متفاوت
دلنوشته لاله مرزبان درباره مادرش: عشق متفاوت، نگاه واقعی به مادران و احساسات عمیق دخترانه در روز تولد مادر
لاله مرزبان، بازیگر جوان و با استعداد ایرانی، در تاریخ ۲۹ دی ۱۳۷۲ در شهر ازنا واقع در استان لرستان به دنیا آمد. وی فعالیت هنری خود را در سال ۱۳۸۹ آغاز کرد و از آن زمان تاکنون در حوزههای سینما، تلویزیون و تئاتر نقشآفرینی فعال داشته است.
او به خاطر بازی در فیلم «نگهبان شب» نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن در چهلمین جشنواره فیلم فجر شد. همچنین، در فصل سوم سریال تلویزیونی «ستایش» نقش نازگل فردوس، دختر شخصیت اصلی سریال، را بر عهده داشت.
این هنرمند جوان در مناسبت تولد مادرش، با انتشار دلنوشتهای احساسی، عشق عمیق و بیپایان خود را نسبت به او ابراز کرد. متن زیبای او نمادی از عظمت و عمق عشق مادرانه است که واژهها قادر به توصیف آن نیستند.
در کنار فعالیتهای هنری، لاله مرزبان پس از تحصیل در رشته حسابداری و گذراندن دورههای آزاد بازیگری در دانشگاه تهران، وارد عرصه بازیگری شد و توانست جایگاه خود را در دنیای هنر تثبیت کند.
تجربه اولیه در عرصه سینما
در سال ۱۳۹۲، لاله مرزبان با نقشآفرینی در فیلم «هیس! دخترها فریاد نمیزنند» به کارگردانی پوران درخشنده، اولین بار در سینما ظاهر شد.
حیات فردی
لاله مرزبان هنوز ازدواج نکرده است و در مصاحبههای مختلف تأکید کرده که تمرکز اصلیاش بر حرفه بازیگری است. او دارای خواهر به نام سها است و همواره اهمیت خانوادهاش را در زندگی شخصیاش مورد تأکید قرار میدهد.
یک یادداشت عمیق و خاص برای مادر
لاله مرزبان با نوشتن دلنوشتهای احساسات خود درباره مادرش را ابراز کرد. در این متن، او مادرش را به روشی متفاوت توصیف کرد و گفت:
«مادر من بدترین مادر دنیا است. او هیچگاه کارهای فداکارانه و مهربانانه مادران دیگر را انجام نداده است. مثلا، هرگز باقیمانده غذایم را نخورد یا لقمهای را در دهانم نگذاشت. یا برای اینکه غذایم را تمام کنم، دنبال من در خانه با بشقاب راه نیفتاد.»
نگاهی متفاوت به نقش مادر
لاله مرزبان در ادامه گفت: «به نظر من، مادر من شباهتی به مادران مهربان و ایثارگر در داستانها ندارد. مادران فداکار در قصهها معمولاً کمی چاق هستند، اما او همیشه به سلامتی و ظاهر خودش توجه میکرد. هرگز با موهای ژولیده یا لباسهای کثیف در حال تمیز کردن خانه یا پختوپز نبوده است.»
افتخار میکردم که مادری متفاوت دارم
در انتهای این دلنوشته، لاله مرزبان بیان میکند: «مادر من، مادری است که من را از مادر بودن نمیترساند. اکنون به خوبی میدانم که میتوان هم مادر بود و هم زندگی خودم را حفظ کرد. امشب، روز تولد او است و من از داشتنش احساس افتخار میکنم.»