مهدی فقیه: سینمای معناگرا، فرصتهای مغفول و آینده روشن
مهدی فقیه: مسیر تازه و معناگرا در سینمای ایران، فرصتهای مغفول و آیندهای روشن
مهدی فقیه بر فرصتهای مغفول سینمای معناگرا و نقش ایران در دیپلماسی فرهنگی و گردشگری تأکید میکند، راهی نو در سینمای ایران.
در فضایی آرام و پرنور، روبروی مهدی فقیه نشستهام؛ بازیگری با ریشههای عمیق در تئاتر و سینمای ایران که سالهاست نگاهش به هنر، ترکیبی است از تجربههای زیسته، درک عمیق و شور درونی برای یافتن معنا. او از همان ابتدا موضوعی را مطرح میکند که بارها دربارهاش هشدار داده است: سینمای ایران هنوز نتوانسته با جهان رقابت اصلی را آغاز کند؛ تنها در جشنوارهها به گفتگو میپردازد.
او میگوید: «تعامل ما با سینمای جهان در حد برگزاری مراسم و رویدادهای محدود است. در گیشه یا تولید مشترک حضور جدی نداریم. بخشی از مشکل این است که مسیر خودمان را دیر پیدا کردیم و بخش دیگر به این برمیگردد که تصور میکنیم باید با غولهای تجاری مانند تولیدکنندگان هالیوودی رقابت کنیم، در حالی که نوع کار ما جای دیگری است.»
از او درباره «جای دیگر» سوال میکنم. بدون مکث پاسخ میدهد: «کار ما آنجاست که معنویت، فرهنگ و نگاه انسانی در اولویت قرار گیرد؛ همانطور که فیلمسازانی مانند کیارستمی دوباره تعریفش کردند. اگر امروز به سینمای جهان نگاه کنیم، فیلمهای پرزرقوبرق هالیوود دچار تکرار شدهاند و تماشاگر جهانی به دنبال عمقی نو است. در اینجا همان نقطهای است که میتوانیم حرف بزنیم.»
با اشاره به ظرفیتهای تصویری ایران، بهخصوص مناطق با تاریخ غنی و لایهلایه، درباره فرصتهای مغفولمانده سوال میپرسیم. وقتی نام استان فارس را میبرم، چشمانش درخشان میشود: «این منطقه یک گنج است؛ از دورههای چند هزار ساله تا تاریخهای میانی و معاصر. وقتی فیلمساز خارجی این فضاها را نزدیک میبیند، متوجه میشود تفاوت تصویر ایران با آنچه در رسانهها نشان داده شده، چقدر است. همین تصحیح نگاه جهانی، خود یک سرمایه بزرگ است.»
او اشاره میکند که گردشگران و فیلمسازانی که به ایران سفر میکنند، حتی اگر تعدادشان کم باشد، تصویری نو از کشور ارائه میدهند. «یک گروه کوچک وقتی برمیگردد، با عکسها، فیلمهای کوتاه و تجربیات شخصیاش تأثیر زیادی بر ذهن دیگران میگذارد. اگر شرایط را برای چنین سفرهایی فراهم کنیم، این چرخه میتواند آیندهای نو بسازد.»
در ادامه، وقتی نمونههای خارجی را ذکر میکنیم، او از ترکیه مثال میزند؛ کشوری با جغرافیا و اقتصاد نزدیک به ایران که توانسته با بهرهگیری از صنعت سریالسازی و سینما، گردشگری و شناخت جهانی را توسعه دهد. فقیه میگوید: «ما برعکس، میدان را محدود کردهایم. باید سلیقهها و دیدگاهها گستردهتر شود تا جریانهای مختلف بتوانند تجربههای نو خلق کنند. اگر تماشاگر ایرانی فقط فیلمهای خارجی را در جشنوارهها ببیند، ارتباطش با جریان اصلی سینمای جهان قطع میشود.»
او تأکید میکند که پوشش دادن به سینمای جهان نه تهدید است و نه عقبنشینی. «وقتی تماشاگر با جریانهای متفاوت روبهرو میشود، ذائقهاش رشد میکند. این رشد به نفع فیلمساز ایرانی نیز است. این تبادل، کشور را به سمت پیشرفت سوق میدهد.»
از او درباره نقش کشورهایی مانند آمریکا، فرانسه و هند در جهانیسازی فرهنگشان میپرسیم. میگوید: «این کشورها سالهاست از سینما بهعنوان ابزار فرهنگی بهره میبرند. فیلمهایی که اکران میشوند، در هزاران سالن جهانی دیده میشوند و این یعنی فرهنگشان با زبانی نرم وارد ذهن مخاطبان میشود. ما هم در سینمای دفاع مقدس نمونههایی داریم که درخشیدند؛ آثاری بر پایه معنا و مفهوم که حتی در خارج از ایران هم شناخته شدهاند.»
در ادامه، او به «دیپلماسی فرهنگی» اشاره میکند: «وقتی سیاستمدار میخواهد مذاکره کند، معمولاً تصاویری از ایران میبیند که رسانههای رقیب ساختهاند. اما یک فیلم خوب یا یک سریال با روایت بومی میتواند ذهنیتها را تغییر دهد. این همان جایی است که سینما میتواند راه را هموار کند.»
با برگزاری جشنواره جهانی فجر در شیراز، به سوالی میرسیم که برای بسیاری از علاقهمندان سینمای ایران جذاب است: آیا شیراز میتواند پایتخت سینمای خاورمیانه شود؟ فقیه با لبخندی مطمئن پاسخ میدهد: «چرا نتواند؟ این شهر ظرفیت تصویری فوقالعادهای دارد. اگر زیرساختهای گردشگری تقویت شوند و هتلها و مسیرهای پذیرش حرفهایتر شوند، میتواند مقصد مهمی برای پروژههای سینمایی بینالمللی باشد.»
او تأکید میکند که وقتی فیلمسازان خارجی آرامش و امکانات لازم را ببینند، به شیراز سفر میکنند. «همان گروههای کوچک که این روزها سفر میکنند، پیامرسانان این فرصتها هستند.» او معتقد است که باید تصویر ایران در جهان بازتعریف شود: «وقتی در اینترنت جستوجو میشود، چه چیزی باید دیده شود؟ تمدن؟ تاریخ؟ طبیعت؟ اینها داراییهای ما هستند. اگر این تصویر با دقت و برنامهریزی ساخته شود، مسیر آینده سینما و گردشگری ایران تغییر خواهد کرد.» گفتوگو با جملهای صمیمانه پایان مییابد؛ همان جملهای که فقیه با خنده میگوید: «ایران گنج دارد، فقط باید درش را باز کنیم.»