آنا نعمتی: رازهای زندگی، ازدواج با ابوالفضل پورعرب و تصاویر جدید
بیوگرافی آنا نعمتی | شوهر سابق ابوالفضل پورعرب و رازهای زندگی شخصی و هنری
بیوگرافی آنا نعمتی، بازیگر محبوب ایرانی، رازهای زندگی شخصی، همسری سابق ابوالفضل پورعرب و تصاویر جدید او در فضای مجازی را در این مقاله بخوانید.
تصاویر جدید از آنا نعمتی که به تازگی در فضای مجازی منتشر شده است، توجه زیادی را جلب کرده است. کاربران با مشاهده این عکسها، از ظاهر بیتغییر او در طول سالها شگفتزده شدهاند. بسیاری بر این باورند که چهره نعمتی نسبت به گذشته تفاوتی نکرده و حتی به نظر جوانتر میآید.

آناهیتا نعمتی، متولد ۲۰ تیر ۱۳۵۶ در شاهرود، که با نام آنا نعمتی نیز شناخته میشود، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون ایران است. وی فعالیت حرفهای خود در عرصه سینما را در سال ۱۳۷۵ آغاز کرد. پس از گذراندن دورههای آموزش بازیگری، او با نقشآفرینی در مجموعه تلویزیونی محبوب «مسافر» به شهرت رسید. آنا نعمتی پیش از این با ابوالفضل پورعرب ازدواج کرده بود و هماکنون همسر سابق او محسوب میشود.
برای اطلاعات بیشتر، ادامه مطلب را مشاهده کنید.
مادر شوهر و خواهر شوهر آیسان آقاخانی؛ مادر مدرن و خوشتیپ محمدرضا گلزار! + تصویر


آنا نعمتی، با نام کامل آناهیتا نعمتی، یکی از بازیگران برجسته تئاتر، سینما و تلویزیون ایران است که در تاریخ ۲۰ تیر ۱۳۵۶ در شهر شاهرود به دنیا آمده است. او ملیت ایرانی دارد و فعالیت حرفهای خود را از سال ۱۳۷۲ آغاز کرده است. نعمتی در عرصه بازیگری شهرت یافته و در کنار آن، به عنوان بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون فعالیت میکند.
در زندگی شخصی، او همسر سابق ابوالفضل پورعرب بوده و حاصل ازدواجشان فرزندی به نام رایکا پورعرب است. آنا نعمتی در سال ۱۳۷۲ وارد دنیای هنر شد و بازی در تئاتر را با نقش در نمایش «تنبورنوازان» به کارگردانی هادی مرزبان آغاز کرد. دو سال بعد، در سال ۱۳۷۴، با بازی در مجموعه تلویزیونی «دبیرستان خضراء» ساخته اکبر خواجویی، به دنیای بازیگری معرفی شد.
نعمتی اولین حضور سینمایی خود را در سال ۱۳۷۵ با فیلم «افسانه پوپک طلایی» ساخته خسرو شجاعی رقم زد، اما نخستین فیلمی که در سینما به نمایش درآمد، «عشق کافی نیست» به کارگردانی مهدی صباغزاده در سال ۱۳۷۸ بود. او پس از گذراندن دوره بازیگری زیر نظر مرحوم حمید سمندریان، در نقش کوتاهی در فیلم «هیوا» ساخته رسول ملاقلیپور ظاهر شد.
شهرت واقعی آنا نعمتی با بازی در مجموعه تلویزیونی پرمخاطب «مسافر» رقم خورد. قبل از بازی در فیلم «پارک وی» به کارگردانی فریدون جیرانی در سال ۱۳۸۵، نتوانسته بود در سینما جایگاه قابل توجهی پیدا کند، اما پس از آن، در فیلم «پارک وی» نشان داد که آینده درخشانی در پیش دارد. او در فیلم «زن دوم» ساخته سیروس الوند نقش اصلی را بر عهده داشت و در یکی از سکانسها، درخواستی از بهرام (با بازی محمدرضا فروتن) میکند که به خاطر آن، به یاد ماندنی شده است.

آنا نعمتی در بیست تیر 1356 در تهران متولد شد. پدر او مهندس و مادرش کارمند است. او یک برادر به نام آرین دارد که ۱۳ سال از خودش کوچکتر است. آنا دارای مدرک دیپلم در رشته علوم تجربی است. در دوران مدرسه، فردی شیطان و در عین حال بسیار درسخوان بود. در سال دوم دبیرستان، به خاطر شیطنت (مثلاً خوردن لواشک در کلاس) پروندهاش تشکیل شد و او را از مدرسه اخراج کردند. برای بازگشت به مدرسه، در حضور پدرش، تعهدی نوشت که میگوید: «اینجانب آناهیتا همتی متعهد میشوم، دیگر در کلاس لواشک نخورم!» او هرگز نمره یک در فیزیک را فراموش نمیکند، نمرهای که به خاطر شیطنتهایش و باعث خشم دبیر فیزیک شد.
تولد برادرش را بهترین خاطره زندگی خود میداند و از فوت پدربزرگش به عنوان بدترین خاطرهاش یاد میکند. در سال ۱۳۶۹، در کلاسهای بازیگری تئاتر شرکت کرد و در دلش آرزو داشت بازیگر حرفهای تئاتر شود. او ابتدا علاقه چندانی به سینما و تلویزیون نداشت، اما اولین نقش جدیاش در نمایش «تنبور نواز» رقم خورد.
در سال ۱۳۷۴، با بازی در مجموعه تلویزیونی «دبیرستان خضراء» به کارگردانی اکبر خواجویی، برای مخاطبان تلویزیونی شناخته شد. او بسیار با روحیه و شاد است و هرگز خنده را فراموش نمیکند. معتقد است تا زمانی که میتواند بخندد و شاد باشد، چرا باید افسرده یا بدخلق باشد؟ او علاقهای به بازی در نقشهای منفی ندارد و میگوید: «یک بار در سریال برگبار امتحان کردم، اما بازتاب خوبی نداشت.» بازی در سینما را از سال ۱۳۵۷ و با فیلم «افسانه پوپک طلایی» به کارگردانی خسرو شجاعی آغاز کرد، فیلمی که هرگز اکران نشد. در انتخاب نقش، کارگردان و فیلمنامه برایش اهمیت زیادی دارند.
وقتی در خانه است، آنقدر از وقت خود لذت میبرد که دیگر تمایلی ندارد در کارهای مختلف بازی کند. اولین فیلم سینمایی که با بازی او اکران شد، «عشق کافی نیست» به کارگردانی مهدی صباغزاده در سال ۱۳۷۸ بود. چند سالی است که در سریالهای تلویزیونی دیده میشود، نقش دختر پیگیر اصل و نسبش را بازی میکند. نکته جالب این است که نقش اصلی در این مجموعهها همیشه دختری است که دوست خوب هم دارد، و آن دوست هم همان آنا نعمتی است! در گذشته، او را با رزیتا غفاری اشتباه میگرفتند (و هنوز هم نمیدانیم چه چیزی این اشتباه را رقم میزد). پس از آمدن آنا نعمتی، تشابه اسمیشان به مسئلهای جدید تبدیل شد.
او علاقه زیادی به سفر دارد و کتاب خواندن و تماشای فیلم جزو علایقش است. غیر از بازیگری، هنر نقاشی را هم دوست دارد. کموبیش در مصاحبه با نشریات شرکت میکند، اما میگوید: «به خیلی از خبرنگاران اعتماد ندارم.» شاید بتوان گفت، از میان نقشآفرینیهایش، یادماندنیترینها در مجموعههای تلویزیونی «کلانتر» به کارگردانی محسن شاهمحمدی و «خانه به دوش» به کارگردانی رضا عطاران ظاهر شده است.

مصاحبهای کوتاه با آنا نعمتی
در ابتدای فعالیتتان، شما با نام آناهیتا نعمتی شناخته میشدید. چه دلیلی باعث شد نامتان را به آنا تغییر دهید؟ این تغییر قبل از انقلاب بسیار رایج بود، اما پس از آن کمتر این اتفاق میافتاد.
علت این تغییر، تشابه اسمی با خانم آناهیتا همتی بود که پیش از شما وارد عرصه هنر شده بود و در سال ۱۳۷۲ فعالیت خود را آغاز کرده بود، در حالی که شما در سال ۱۳۷۶ وارد سینما شدید. خانم همتی سابقه بیشتری داشت و نامشان نیز شناخته شده بود. در سه یا چهار سال اول فعالیت، اکثر مصاحبههایی که از من منتشر میشد، اطلاعات نادرستی داشتند؛ در واقع، اطلاعات مربوط به خانم همتی جای من نوشته میشد، از جمله تاریخ تولد، اطلاعات فیلمها و سریالها، و حتی عکسها. گاهی اوقات این اشتباهات در تیتراژها هم دیده میشد. بنابراین احساس کردم نیاز است که تفاوتی ایجاد کنم. از فیلم «پارک وی» به بعد تصمیم گرفتم نامم را به آنا تغییر دهم.
در رابطه با رابطهتان با رایکا، دختری که مادرش هستید، توضیح دهید.
خیلی خوشحالم که رایکا را دارم و از اینکه در سن کم او را به دنیا آوردهام، راضیام؛ چون اکنون رابطه بسیار خوبی با هم داریم. همیشه به خودم میگویم کاش در ۱۷ یا ۱۸ سالگی او را به دنیا آورده بودم. رایکا انگیزه زندگی، کار و پیشرفت من است. او دختر بسیار باهوشی است و کارهای مرا نقد میکند. یکی از دلایل عدم بازی در برخی فیلمها، نظر او بود.
چطور؟
وقتی چندتا از کارهای من را دید، گفت: «خجالت نمیکشی اینها را بازی کردهای؟ این چه بازیای است؟» (میخندد) اما او همچنین تئاترهایم را دیده و تشویقم کرده است. خیلی زودتر از سناش، درک میکند.
آیا شغل بازیگری و تنهاییهایی که ممکن است در این حرفه پیش بیاید، شما را آزار میدهد؟
نه، چون من تنها نیستم. با پدر و مادرم زندگی میکنم و خانوادهام کنارم هستند.
آیا به ورزش علاقهمندید؟
بسیار. از کودکی در حیاط و کوچه بازی میکردیم؛ دوچرخهسواری، والیبال و حتی فوتبال! حالا هم سعی میکنم رایکا را به همین شیوه تربیت کنم. چند رشته ورزشی را در حد معمول یاد گرفتهام، نه به صورت حرفهای. از کودکی به دنبال یادگیری ورزشهای مختلف بودم. پس از بازی در فیلم «هدف اصلی»، به کیک بوکسینگ هم روی آوردم و…
معمولاً سفرهایتان را به صورت تنهایی انجام میدهید یا با دوستان؟
گاهی تنهایی سفر میکنم و گاهی همراه رایکا. کمتر با دوستان سفر میروم، اما این امکان هم وجود دارد.
هیجانانگیزترین سفری که داشتهاید، کدام بود؟
سفرهای زیادی داشتام، اما سفر به والت دیزنی بسیار خاص بود. آنقدر هیجانانگیز بود که حتی بیشتر از رایکا هیجانزده شدم. (میخندد)

آنا نعمتی

آنا نعمتی

آنا نعمتی
