کمند امیرسلیمانی در لباس گربه و پیام مهم مراقبت از خود
کمند امیرسلیمانی در لباس گربه و گریمی ناز، عکس جدید خود را در اینستاگرام منتشر کرد
کمند امیرسلیمانی در لباس گربه و گریمی ناز، عکس جدید خود را در اینستاگرام منتشر کرد و پیام مهمی درباره اهمیت مراقبت از خود و قدرشناسی در زندگی به اشتراک گذاشت.

کمند امیرسلیمانی در تاریخ 16 خرداد 1352 در تهران به دنیا آمد. او فارغالتحصیل رشته بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشگاه آزاد اسلامی در سال 1376 است. آغاز فعالیتهای او با بازی در نمایش «سنجابها» در سن هفت سالگی رقم خورد که اولین حضور او در عرصه تئاتر محسوب میشود. در سال 1360 وارد دنیای تلویزیون شد و در سال 1365 در فیلم سینمایی «ترنج» نقشآفرینی کرد. او دختر سعید امیرسلیمانی و خواهر سپند امیرسلیمانی، بازیگر سینما است. کمند امیرسلیمانی تصویر زیر را در اینستاگرام خود منتشر کرد و در توضیح آن نوشت:
چند ماه پیش، دوستم به بیماریای مبتلا شد و پس از فقط هشت روز درگذشت.
دو ماه بعد، با شوهرش تماس گرفتم. در ذهنم تصور میکردم که او باید ویران شده باشد، چون دوستم همیشه میگفت «خانه به من نیاز دارد». شوهرش حتی نمیتواند چای یا قهوه درست کند و خانوادهاش برای هر چیزی به او نیاز دارند، اما هیچکس برای تلاشهایی که انجام میدهد قدردانی نمیکند یا اهمیتی نمیدهد. احساس میکنم همه تصور میکنند این وظیفه من است و طبیعی است.
با شوهرش تماس گرفتم تا ببینم آیا خانواده در نبود دوستم نیاز به حمایتی دارند یا نه. تلفن همراهش را گرفتم و چند بار زنگ خورد، اما جواب نداد. پس از یک ساعت تماس گرفت و عذرخواهی کرد که نتوانسته است پاسخ دهد چون در باشگاه تنیس با دوستانش بوده است. پرسیدم: «کارها در خانه خوب پیش میرود؟» گفت که آشپزی استخدام کرده و با پرداخت مبلغ بیشتری، خریدهای خانه را انجام میدهد. همچنین پرستارانی تماموقت برای نگهداری از والدین سالمند خود دارد.
او گفت: «بچهها خوب هستند و زندگی در حال بازگشت به حالت عادی است.»
به سختی توانستم چند جمله بگویم و گوشی را قطع کردم. اشک از چشمانم جاری شد. به فکرم آمد که دوستم، به دلیل یک بیماری جزئی مادرشوهرش، جلسه مدرسه را از دست داده بود. او نتوانسته بود در عروسی خواهرزادهاش شرکت کند چون باید بر تعمیرات خانهاش نظارت میکرد. بسیاری از مهمانیها و فیلمهای سرگرمکننده را از دست داده بود، چون فرزندانش امتحان داشتند و او باید آشپزی میکرد و به نیازهای شوهرش رسیدگی مینمود. او همیشه فقط به دنبال کمی قدردانی و سپاسگزاری بود که هرگز به آن نرسید. امروز دلم میخواهد به او بگویم: هیچکس ضروری نیست و هیچکس از دست نخواهد رفت. این فقط بازی ذهن و تصور تو است.
مشکل این بوده که همیشه دیگران را در اولویت قرار دادهای و به آنها یاد دادهای که در رتبه دوم قرار داری. باید از زندگی لذت برد و این ذهنیت را از خود دور کرد که من ضروری هستم و بدون من خانه در رنج خواهد بود.
پیامم به بانوان عزیز این است: از همه مهمتر، برای خودت وقت بگذار. زمانی برای خودت اختصاص بده. با دوستانت در تماس باش، صحبت کن، بخند و لذت ببر. علایقت را زندگی کن و هر از چند گاهی کارهایی انجام بده که دوست داری. خوشبختی خود را در دیگران جستوجو نکن، تو هم شایسته شادی هستی، چون اگر شاد نباشی، نمیتوانی دیگران را خوشحال کنی.
اگر همه به تو نیاز دارند، تو هم به مراقبت و محبت خود نیاز داری.