کد خبر: 30299

الهام نامی از نقش چندلایه سیمین در «شکارگاه» گفت

الهام نامی از نقش چندلایه و چالش‌برانگیز سیمین در «شکارگاه»؛ تجربه‌ای بی‌نظیر در بازیگری تاریخی

الهام نامی در نقش سیمین در «شکارگاه»، تجربه‌ای بی‌نظیر از بازی در نقش چندلایه و چالش‌برانگیز در سریالی با فضای بی‌زمان و مکان را رقم زد.

الهام نامی از نقش چندلایه و چالش‌برانگیز سیمین در «شکارگاه»؛ تجربه‌ای بی‌نظیر در بازیگری تاریخی

در این مصاحبه، نامی‌در درباره ویژگی‌های شخصیت سیمین، چالش‌های بازی در چنین نقشی، تجربه همکاری با نیما جاویدی، تفاوت‌های فضای نمایش خانگی با تلویزیون و اهمیت آزادی در هنر صحبت کرد.

بیایید با سیمین و نقش او در «شکارگاه» آغاز کنیم.

در این مجموعه نقش «سیمین» را ایفا می‌کنم؛ شخصیتی که برای من بسیار جذاب و وسوسه‌انگیز است، زیرا چندوجهی و پر از لحظه‌های ظاهراً متناقض است.

سیمین هم‌زمان با داشتن شجاعت، گاهی دچار تزلزل می‌شود؛ در برخی مواقع به نظر ترسو می‌رسد، اما در عین حال می‌تواند بسیار خشن باشد؛ عاشق‌پیشه است، اما خودش را فردی بسیار جدی و سخت‌گیر می‌داند.

این تضادها او را به شخصیتی چندلایه و پیچیده تبدیل کرده است. فکر می‌کنم این ویژگی‌ها باعث می‌شود هر بازیگری تمایل داشته باشد چنین نقشی را بازی کند.

چه شد که این نقش به شما پیشنهاد شد و چه ویژگی‌هایی در آن برایتان جذاب بود؟

احتمال می‌دهم آقای جاویدی بازی من در پروژه‌های قبلی، به ویژه در سریال تاریخی «جیران»، را دیده باشند. هنگامی که فیلمنامه «شکارگاه» را مطالعه کردم و شخصیت سیمین را دیدم، سریعاً احساس کردم که این نقش را دوست دارم و می‌خواهم آن را تجربه کنم. هرچند قبلاً در آثار تاریخی حضور داشتم، اما این سریال برایم یک فرصت خاص و متفاوت بود.

فضای «شکارگاه» ویژگی منحصر به فردی دارد و آن حس «بی‌زمان و مکان» است.

در حالی که نشانه‌هایی از دوره قاجار در سریال دیده می‌شود، اما در عین حال می‌توان گفت که داستان در هر دوره تاریخی دیگری نیز قابل روایت بود. این ویژگی باعث شد نقش سیمین برایم جذاب‌تر شود، زیرا باید هم به عنوان یک شخصیت تاریخی وفادار می‌ماندم و هم طوری آن را بازی می‌کردم که برای مخاطب امروزی قابل باور باشد.

از نظر شما، این ویژگی «بی‌زمان و مکان» بودن داستان چه تأثیری بر روند بازی شما گذاشت؟

این ویژگی هم کار را دشوارتر و هم جذاب‌تر می‌کرد. از یک سو، باید در عین حفظ فضای تاریخی، با مخاطب امروزی ارتباط برقرار می‌کردیم و شخصیت‌ها را برای او باورپذیر می‌ساختیم.

از سوی دیگر، این فضا فرصت بیشتری برای تخیل بازیگر فراهم می‌کرد و او را از محدودیت‌های صرفاً تاریخی آزاد می‌نمود. در «شکارگاه»، همواره باید مراقب می‌بودیم که هم فضای مستند و واقعی اثر حفظ شود و هم ارتباط آن با مخاطب معاصر تداوم یابد. این تعادل یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های اجرای این سریال بود.

تجربه همکاری با نیما جاویدی در نقش کارگردان برای شما چه حسی داشت؟

از همان روز نخست تمرین‌ها و حتی در مرحله دورخوانی متوجه شدم که کارگردانی در مقابل من قرار دارد که تنها تمرکزش بر کیفیت اثر است. برای او هر پلان و هر جزئیاتی اهمیت ویژه‌ای داشت.

ما بارها و بارها صحنه‌ها را تمرین کردیم و درباره جزئیات گفت‌وگوها بحث می‌کردیم. نکاتی که درباره بازی من مطرح می‌کرد، بسیار دقیق و موشکافانه بود، و همین موضوع باعث شد احساس مسئولیت بیشتری در من ایجاد شود. همکاری با چنین کارگردانی، بازیگر را ترغیب می‌کند تا با تمام توان در کار حاضر شود و تلاش کند چیزی به سطح اثر اضافه کند.

به نظر می‌رسد که نقش سیمین برای شما چالش‌هایی به همراه داشته است. می‌خواهید در مورد این مشکلات توضیح دهید؟

حتماً. همانطور که اشاره کردم، سیمین شخصیتی است پر از تضادها و این ویژگی، روند کار را دشوارتر می‌سازد. به علاوه، تفاوت در نوع پوشش، لحن و شرایط خاص فضای تاریخی، بر پیچیدگی پروژه افزوده بود. وقتی شخصیت چنین چندوجهی دارد، لازم است همواره مراقب باشید که این ابعاد در کنار هم حفظ شوند و از هم جدا نشوند. همچنین، همان فضای «بی‌زمان و مکان» که ذکر کردم، کار را پیچیده‌تر می‌کرد، چون باید هم حس تاریخی اثر حفظ می‌شد و هم حس معاصر بودن آن. امیدوارم در این مسیر توانسته باشم موفق عمل کنم. در مقایسه با آثار تاریخی قبلی‌تان، چه تفاوتی در تجربه شما در ساخت این سریال وجود داشت؟

در مقایسه با بسیاری از آثار تاریخی که سعی می‌کنند تنها به واقعیت‌های مستند آن دوره وفادار بمانند، در «شکارگاه» علاوه بر حفظ وفاداری به نشانه‌های تاریخی، تخیل و رویاپردازی نقش پررنگ‌تری ایفا می‌کردند. این ترکیب باعث می‌شد کار برای من تازه و متفاوت باشد، چرا که احساس می‌کردم سیمین در عین حال که در دل تاریخ قرار دارد، می‌تواند متعلق به هر زمان دیگری نیز باشد.

برای نزدیک شدن به نقش سیمین، روش من همواره بر پیدا کردن شباهت‌هایی میان خودم و شخصیت تمرکز دارد. به جای اینکه تماماً خودم را به نقش نزدیک کنم، تلاش می‌کنم نقش را به خودم نزدیک سازم. در ابتدا تصور می‌کردم که شباهتی چندانی میان من و سیمین وجود ندارد، اما با تمرین‌ها و گفت‌وگوهای مداوم با آقای جاویدی، متوجه شدم که نقاط مشترک ظریف و جزئی میان ما وجود دارد.

این نقاط را پررنگ‌تر کردم و سعی کردم سیمین را از طریق این شباهت‌ها به خودم نزدیک‌تر کنم. به نظر من، همین شباهت‌های کوچک باعث شدند بتوانم او را زنده‌تر و واقعی‌تر به تصویر بکشم.

در نهایت، نظر کلی شما دربارهٔ شرکت در این پروژه چیست؟

این تجربه برای من بسیار ارزشمند بود. گروه تولید «شکارگاه» تیمی کاملاً حرفه‌ای و هم‌پای هم بود. چه همبازیانم و چه سایر عوامل، همه در کنار هم همکاری و همدلی بی‌نظیری داشتند.

کمتر پیش می‌آید که در یک پروژه چنین همبستگی و هماهنگی میان اعضا دیده شود. برای من، علاوه بر نقش چالش‌برانگیز و جذابی که ایفا کردم، همکاری با این گروه من را تجربه‌ای بی‌نظیر و فراموش‌نشدنی ساخت. امیدوارم نتیجه نهایی بتواند رضایت مخاطبان را جلب کند.

دیدگاه شما
پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار