کد خبر: 30158

لحظه‌های تلخ وداع و عشق بی‌پایان هلیا امامی با پدر و برادر

هلیا امامی از لحظه‌های تلخ وداع با برادر و پدرش در گفت‌وگو با جزئیات احساسات و خاطرات شیرین و تلخ

مصاحبه هلیا امامی درباره لحظه‌های تلخ وداع با برادر و پدر، احساسات عمیق و خاطرات شیرین و تلخ، روایت تأمل‌برانگیز و دل‌نوشته‌ای از عشق و فقدان در کنار زندگی پس از مرگ عزیزان.

هلیا امامی از لحظه‌های تلخ وداع با برادر و پدرش در گفت‌وگو با جزئیات احساسات و خاطرات شیرین و تلخ

هلیا امامی در گفت‌وگویی درباره درگذشت پدر و برادرش صحبت کرد و روایت تأمل‌برانگیز او از لحظه‌ی شوک‌آور مرگ پدرش را بازگو کرد.

او گفت: «خاک سرد نیست… هنوز داغم. هنوز نمی‌تونم باور کنم.»

همچنین افزود: «برخی زخم‌ها هرگز التیام نمی‌یابند… فقط یاد می‌گیری با آنها زندگی کنی.»

دکتر، با لحنی بی‌احساس و بی‌روح، به او گفت: «پدرت فقط دو ماه دیگر زنده است…»

اما این دو ماه، تبدیل شد به دو ماه پر از عشق و زندگی با پدری که همچون یک دوست نزدیک همیشه کنار او بود.

زندگی اما، بی‌رحمانه‌ترین صحنه‌اش را برایشان رقم زد.

این مصاحبه تنها یک گفت‌وگو نیست، بلکه نوعی دل‌نوشته است از دختری که با عشق پدرش هنوز نفس می‌کشد و راهش را ادامه می‌دهد.

خرید بک لینک با قیمت مناسب و دائمی از سایت‌های معتبر، توسط یکی از بهترین کانون‌های تبلیغاتی در ایران.

دیدگاه شما
پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار